گالری تصاویر ناب
ژورنال لباس مجلسی ترکی , تصاویر‌خنده‌دار , جدیدترین مدل لباس تونیک مجلسی , پیامهای تیکه دار به عروس , FBIمخفف چیست , عکس های علی کریمی , مدل ماشین , استیو جابز , عکس های کیک تولد دخترانه , عکس مدل مو مردانه
نوشته شده در تاريخ 2017-07-25 توسط dayarayan |

1298ش::سلطان احمد شاه قاجار، شاه وقت ايران كه به عادت سلاطين قاجاريه به سفر اروپا رفته بود از هفتم تا دهم آبان ماه 1298 خورشيدي (29 اكتبر تا اول نوامبر 1919 ميلادي) در لندن مورد پذيرايي مجلل و بي سابقه مقامات تراز اول انگلستان قرار گرفت، و دليل آن امضاي قرارداد نهم اوت (1919) دولت انگلستان با وثوق الدوله رئيس الوزراء وقت بود كه هنوز به دست مجلس نرسيده بود و انگليسي ها مي خواستند به صورتي رفتار كنند كه تاييد اين قرارداد را در ضيافتهاي رسمي لندن از زبان سلطان احمد شاه بيرون بكشند و سند قرار دهند و مقدمات اجراي آن را فراهم سازند.

 

احمد شاه

 

1336ش:هشتم آبان سال 1336 خورشيدي (30اکتبر 1957) مراسم ياد بود مولوي، صوفي بزرگ و شاعر عارف باشكوه تمام در تهران برگزار شد. مولانا جلال الدين محمد متخلص به مولوي صاحب مثنوي بسال 586 خورشيدي (1207 ميلادي) در بلخ خراسان يكي از مراكز بزرگ فرهنگ و ادبيات فارسي و تمدن ايراني به دنيا آمده و بسال 652 خورشيدي (1273 ميلادي) در قونيه (تركيه امروز) درگذشته است. مثنوي وي حاوي بيش از 26 هزار بيت شعر است كه وسعت انديشه و صفاي وي را منعكس مي سازد. براي مولوي در سرودن شعر، اداي مقصود بر زينت هاي لفظي ترجيح داشته است. همه جا بر ضد خودپسندي، غرور، جاه، ظاهردوستي و ريا بوده و تاكيد بر راهنمايي و نجات بشر داشته است.

 

مراسم ياد بود مولوي


1330ش:به دنبال يك تظاهرات دو روزه در غياب دكتر مصدق نخست وزير وقت كه در سفر خارج بود، دانشجويان دانشگاه تهران در اين روز در سال 1330 (30 اکتبر 1951) به مدت هشت ساعت اعضاي شوراي اين دانشگاه را به گروگان گرفتند. اين عمل براي برخي از رجال مخالف از جمله «جمال امامي» فرصت به وجود آورده بود كه دليل آن را آزادي بيش از حدي بيان دارند كه دكتر مصدق به دانشجويان داده بود!.


2000م:28 اكتبر سال 2000 زني درگذشت كه شهرت داشت پرماجراترين زن قرن بيستم بوده است. وي «ليدا بارواLida Brova» بازيگر فيلم سينمايي و در عين يك نويسنده بود. ليدا در چك اسلواكي به دنيا آمده بود، در آلمان تحصيل هنر كرده بود و در همين جا به كار نمايش و فيلم سرگرم شده بود. مشكلات ليدا از زماني آغاز شد كه جوزف گوبلز J.Gobbles رئيس دستگاه تبليغات هيتلر به وي دل بست. همسر گوبلز كه متوجه قضيه شده بود به هيتلر شكايت برد و هيتلر به گوبلز تذكر داد. گوبلز اندکي پس از شنيدن تذکر هيتلر استعفا نامه خود را نوشت و به دفتر هيتلر فرستاد و خواست كه از آلمان مهاجرت كند كه هيتلر نپذيرفت و در عوض "ليدا" را از آلمان اخراج كرد و از آن پس در به دري ليدا آغاز شد و به چند كشور از جمله ايتاليا، فرانسه و سويس رفت و چون چند زبان اروپايي را مي دانست در هرجا به كار فيلم ادامه داد.

"ليدا" پس از خودکشي گوبلز و خانواده اش و اشغال آلمان توسط متفقين به اين کشور بازگشت. ولي، از آنجا که اسناد سازمانهاي اطلاعاتي هيتلر كه حتي براي همكاران نزديكش گزارش محرمانه تهيه و بايگاني مي كردند و اين اسناد به دست متفقين افتاده بود ليدا را دستگير كردند. ليدا پس از مدتي ماندن در زندان ثابت كرد كه اين گوبلز بود كه به او علاقه داشت، نه او به گوبلز.

 

مسئله ماندن ليدا در زندان متفقين اين بود كه سادگي كرده بود و در نخستين بازجويي گفته بود كه گوبلز يك مغز درخشان بود، ترديد نيست كه سخنور و باهوش و داراي شخصيت جالبي بود ولي رابطه اي با هم نداشتيم و همين كلمه «نبوغ و مغز درخشان گوبلز» باعث ماندن او در زندان شده بود!.

 

Lida Brova


1968م:«رز وايلدر لينRose Wilder Lane» روزنامه نگار، داستان نويس و انديشمند آمريكايي 30 اكتبر 1968 درگذشت. وي از 23 سالگي كار روزنامه نگاري را آغاز كرده بود ـ روزنامه نگاري كه علاقه داشت تنها اخبار جنگ، شورش، تظاهرات و از اين قبيل را پوشش دهد.

"رز" همزمان با روزنامه نگاري داستان كوتاه هم مي نوشت كه زمينه همه آنها حقيقي بود. وي نوشته است: هر خبري را كه نتوانستم با ذكر نام افراد و منبع آن بنويسم، آن را به صورت داستان درآوردم و منتشر كردم زيرا كه نمي شود مردم را از "دانستن" محروم كرد. «رز» دختر لارا وايلدر نويسنده داستان معروف «خانه كوچك» است كه بعدا به صورت يك سريال تلويزيوني در آمده بود.

وي در جواني هوادار كمونيسم بود ولي پس از يك اقامت سه ماهه در شوروي، تغيير عقيده داد و فلسفه «سوسياليسم ليبرتايان» را برپايه تجربه خود نوشت و تاكيد كرد كه هر مكتب بايد آزادي عمل فرد را در چارچوب زندگاني خصوصي، حرفه و تحصيلات محفوظ بدارد و نبايد با انسان به صورت ماشين رفتار شود. اگر انسان انگيزه و آزادي عمل نداشته باشد نمي تواند نبوغ و استعدادش را آشگار سازد و خود را يك زنداني مي پندارد و در انتظار فرار از زندان و يا باز شدن درهاي آن است. آزادي عمل به معناي بي بند و باري نيست. وي با كاپيتاليسم بدون افسار هم مخالفت كرده و اداره كشور به صورت شوراها را رد نمي كند. "رز" نوشته است كه تامين رفاه و معيشت، يك انسان را اغناء و بي نياز نمي كند بايد آزادي فعاليت داشته باشد مثلا كارش و محل سكونتش را خودش انتخاب كند.

"رز" در كتاب خاطرات خود از روزنامه نگاري نوشته است: اين يك جرم است كه كسي را كه خبرنگاري نكرده باشد سردبير اجرايي روزنامه كنند. يك سردبير بايد بتواند خودرا در جاي يک خبرنگار قراردهد و حدس بزند كه يك خبرنگار چگونه خبر را به دست مي آورد تا بتواند او را هدايت و رهبري كند. همچنين با خواندن يک خبر دستنويس بتواند مجسم کند که خبرنگار در چه شرايطي آن را تهيه کرده و تحت چه فشارهايي بوده است تا بتواند مطلب را اديت کند. "رز" يك بار هم از سوي ليبرتارين هاي آمريكاLibertarian نامزد رياست جمهوري اين کشور شده بود.

 

Rose Wilder Lane

 

2004م:29 اكتبر 2004هنوز مركب اتهام سهل انگاري در محافظت از انبار مواد منفجره ارتش سابق عراق و به سرقت رفتن 380 تن از اين مواد و مخصوصا ماده« اج ام ايكس » كه از آن به صورت چاشني سلاح اتمي استفاده مي شود خشك نشده بود كه بررسي پليس امنيت داخلي آمريكا ( اف بي آي ) در باره پارتي بازي كمپاني هاليبرتون افشاء شد و پنج روز پيش از برگزاري انتخابات آمريكا ( 2 نوامبر سال 2004 )، به صورت حربه تازه اي در دست نامزدهاي حزب دمكرات بر ضد نامزدهاي حزب حاكم قرار گرفته بود.

جان كري نامزد حزب دمكرات براي احراز مقام رياست جمهوري آمريكا در اين باره گفته است كه طبق تحقيقات اف بي آي و اظهارات بانو « گرين هاوس ) بازرس اداره قراردادهاي ارتش امريكا در بخش مهندسي، كمپاني هاليبرتون كه ديك چني مدير قبلي آن بود و از آنجا مزايا مي گيرد از طريق شعبه خود« كلاگ براون اند روت» با ترك مناقصه ( شركت ندادن كمپاني هاي ديگر و جلوگيري از ايجاد رقابت ميان آنها به منظور پايين آوردن مبلغ ) تعمير لوله هاي نفت عراق و ميادين مربوط را به مدت پنج سال و به مبلغ هفت ميليارد دلار برعهده گرفته بود . پس از ماهها، چون بستن قرار داد بيش از يك سال به طريق ترك مناقصه خلاف قانون بوده، هاليبرتون با كاهش حجم مقاطعه به 2 ميليارد و چهارصد ميليون دلار موافقت كرده است. با وجود اين ، جرم پارتي بازي و مساعدت در معاملات دولتي به جاي خود باقي مانده است. جان كري ضمن طرح اين موضوع در اجتماع هشتاد هزار نفري شهر مديسون ايالت ويسكانسين خطاب به راي دهندگان پرسيد: آيا مي خواهيد باز هم اين افراد را به كاخ سفيد بفرستيد؟.

همزمان با اين، يك ويديو از تلويزيون اي. بي . سي پخش شد كه به نامزدهاي حزب دمكرات كمك كرد. اين ويديو كه 18 آوريل سال 2003 و 9 روز پس از سقوط دولت صدام حسين برداشته شده يك نظامي امريكايي را در انبار مهمات يوسفيه و نيز بسته هاي مواد منجره را نشان مي دهد. به اين ترتيب عكس ماهواره اي كه پنتاگون براي دفاع از خود كه سهل انگاري نكرده و سرقت مواد پيش از تصرف عراق صورت گرفته بود رد شده و وسيله ديگري در دست نامزدهاي حزب دمكرات براي حمله به رقباي دولتي خود گذارده است.

 

1821م:فئودور داستويفسكي داستان نگار مشهور روس و يكي ازبنياد گذاران سبك نوين نگارش داستانهاي كوتاه 30 اکتبر 1821به دنيا آمد. داستانهاي كوتاه در دو دهه آخر قرن 20 بار ديگر مورد توجه خاص قرار گرفته است و دليل آن احتمالا كم حوصله شدن مردم به خواندن داستانهاي طولاني بايد باشد.

 

Feodor Dostoevski

 

1909م:دكتر «اچ. جهانگير بابا» دانشمند ايراني تبار اتمي هند سي ام اكتبر 1909 در يك خانواده پارسي در شهر بمبئي به دنيا آمد. وي كه تحصيلكرده انگلستان در علم فيزيك بود در زمان تحصيل موفق به كشف قسمتهاي نامكشوف اشعه اتمي شده بود. جهانگير پس از فراغت از تحصيل، در جريان جنگ جهاني دوم به هند بازگشت و به تحقيقات خود در رشته فيزيك اتمي ادامه داد و تلاش كرد تا در بنياد تاتا (متعلق به پارسيان هند) يك مركز تحقيقات اتمي با هدف ساختن كارخانه برق اتمي داير شود و كارنامه سيروس (كوروش بزرگ) تكميل گردد. دكتر بابا پس از استقلال هند، نهرو نخست وزير اين كشور را وادار به قبول طرح خود كرد كه هند بايد در علم و تكنولوژي استقلال كامل داشته باشد. او بعدا به رياست انستيتوي انرژي اتمي هند منصوب شد و در اين سمت، مقدمات اتمي كردن هند را فراهم ساخت. دكتر جهانگير بابا در اوج پيروزي و شهرت، در سال 1966 در جريان سقوط يك جت بوئينگ ايراينديا از نوع 707 در كوههاي آلپ (سويس) كشته شد. در اين سانحه 116 تن ديگر هم كشته شدند. دكتر بابا هنگام مرگ57 ساله بود. ایرایندیا 15 اکتبر 1932 به نام «تاتا ایرلاینز» توسط یک پارسی دیگر به نام جهانگیر تاتا تاسیس شد. بعدا به ایرایندیا تغییر نام داد که اینک هواپیمایی ملی هند است.

 

تصوير دكتر جهانگير بابا


732م:سي ام اكتبر سال 732 ميلادي، پس از هفت روز نبرد ميان سپاه اعزامي مسلمانان از اسپانيا به فرانسه و لشكريان قوم فرانك به فرماندهي شارل مارتل، مسلمانان به سبب از دست دادن فرمانده خود، عبدالرحمن، دچار شكست شدند و دست به عقب نشيني زدند. اين جنگ كه در «پواتيه» واقع در مركز فرانسه روي داده بود آخرين حد پيشروي نيروهاي عرب مسلمان در اروپا بود. عبدالرحمن در چهارمين روز نبرد کشته شده بود. قبلا مسلمانان دو بار از اسپانيا و از طريق «پيرنه» به فرانسه حمله نظامي برده و حتي «بردو» را تصرف کرده بودند.

 

شارل مارتل

 

1270م:سي ام اكتبر سال 1270 ميلادي، محاصره شهر تونس توسط صليبيون هشتم با عقد يك قرارداد پايان يافت. طبق اين قرارداد، سلطان تونس پذيرفت كه به مبلغان مسيحي و بازرگانان اروپايي در قلمرو خود آزادي عمل بدهد. علت شروع حمله دسته هشتم صليبيون از تونس اين بود كه آن را كليد فتح مصر و شمال آفريقا تشخيص داده بودند ولي پس از پياده شدن در ساحل تونس، بيشتر نظاميان اروپايي دچار بيماري جهاز هاضمه شدند و به ناچار از در مصالحه با سلطان تونس درآمدند. يكي از سلاطين اروپا كه در اين لشكركشي شركت كرده بود بر اثر همين بيماري مرموز در كنار باروي شهر تونس درگذشته بود.

لشكركشي هاي اروپائيان در قرون وسطا به خاورميانه معروف به «جنگهاي صليبي» به بهانه نجات تربت عيسي بن مريم و خارج كردن زادگاه وي از دست مسلمانان صورت مي گرفت كه جز پيروزي هاي اوليه به آن هدف خود نرسيدند. ولي، اين لشكركشي ها باعث آشنايي اروپائيان با صنعت، هنر و پيشرفتهاي علمي ــ ادبي و نيز ثروت مشرق زمين شد كه دو قرن بعد با يافتن راههاي دريايي و ساختن اسلحه آتشين، از طريق اين راهها اقدام كردند و به تدريج بسياري از سرزمين هاي شرق را به زير يوغ استثمار كشيدند؛ ازجمله چين و هند را.

تلاش اروپاييان براي يافتن راههاي دريايي به شرق عمدتا به اين دليل بود كه با پيدايش امپراتوري عثماني راه زميني به شرق برويشان مسدود شده بود و اين امپراتوري مانع بزرگي بر سر راهشان بود كه در قرون بعد با بازي هاي خود آن را تدريجا نابود كردند.

 

1627م:جهانگيرشاه امپراتور گوركاني هند 28 اکتبر 1627 در 58 سالگي درگذشت. وي پسر اكبر شاه بود. جهانگير بود كه به كمپاني هند شرقي اجازه فعاليت بازرگاني در بنادر شرقي هند را داده و ندانسته دروازه ورود به هند را بروي استعمارگران انگليسي گشوده بود.

به نوشته مورخان، «مهرنسا» همسر ايراني او (زاده ايران خاوري - افغانستان امروز) كه مشاور ارشد شوهر در امور سياسي بود جهانگير شاه را از دادن هرگونه اجازه به اروپائيان منع كرده بود و گفته بود كه همه اروپاييان از قماش پرتغالي ها هستند كه «گوا» را تصرف كرده اند و بيرون نمي روند. جهانگير شاه كه مردي كمرو بود با وجود اصرار «مهرنسا» حاضر به پس گرفتن قول خود به انگليسي ها كه برايش يك هديه زيبا آورده بودند نشد.

جهانگير شاه كه در عين حال يك نويسنده ماهر بود كتابي به زبان فارسي نوشته كه قرن گذشته به چاپ رسيده است. در آن زمان، «فارسي» زبان رسمي و اداري هندوستان بود. جهانگير شاه در لاهور مدفون است و پس از وي، پسرش «شاه جهان» امپراتور هند شد.

 

1886م:«كليولند» رئيس جمهوري وقت آمريكا 28 اكتبر سال 1886 مجسمه آزادي، هديه ملت فرانسه به مردم آمريكا را در محل فعلي آن، دهانه رود هادسنHudson (هودسون) در جزيره آزادي كه تا محله منهتن شهر نيويورك 2 هزار و ششصد متر و تا شهر "جرسي سيتي" ايالت نيوجرزي 600 متر فاصله دارد گشود. اين مجسمه بزرگ 46 متر طول دارد كه بر روي جايگاهي به ارتفاع 47 متر قرار گرفته است. مجسمه آزاديLiberty Enlightening The word به تصميم پارلمان فرانسه توسط «فردريك اوگوست برتولدFredric Auguste Borthold» مجسمه ساز و هنرمند شهير فرانسوي ساخته شده است. استخوان بندي پولادين داخل آن كار مهندس «گوستاو ايفلGustave Eiffel» سازنده برج ايفل است كه فردريك پوشش مسي مجسمه را بر آن قرار داده است. پوشش مسي داراي يك آستر چوبي است. مجسمه به قدري استوار ساخته شده است كه تماشاگران از پلكان آن تا آخرين نقطه اش بالا مي روند.

فردريك هنگام ساختن مجسمه از بانو «ايزابلا» بيوه «سينگر» سازنده چرخهاي خياطي خواسته بود كه هر روز به كارگاه او برود و در آنجا بنشيند تا مجسمه مطابق شكل و قيافه او ساخته شود. فردريك به اين دليل ايزابلا را انتخاب كرده بود كه در آمريكا و فرانسه شهرت به نجابت، پاكدامني و وفاداري به شوهر متوفايش داشت.

مجسمه كه براي ملت فرانسه 2 ميليون و 250 هزار فرانك طلا هزينه داشت در سال 1884 تكميل شد و سپس توسط ناوشكن فرانسوي «ايسر» به آمريكا حمل شد. قرار بود كار ساختن مجسمه آزادي در سال 1876 به پايان برسد كه در يكصدمين سالروز اعلام استقلال آمريكا نصب شود كه با هشت سال تاخير ساخته شد زيرا كه دولت فرانسه پول لازم را نمي توانست فراهم كند.

كنگره آمريكا محل نصب مجسمه را مقابل محلي در آبهاي شهر نيويورك تعيين كرد كه ميليونها مهاجر اروپايي در طول قرون 18 و 19 از آن محل وارد آمريكا شده بودند. بعدا به مناسبت پنجاهمين و صدمين سالروز نصب مجسمه، مراسمي ملي با حضور سران وقت آمريكا برگزار شد. بازديد از مجسمه پس از رويدادهاي سپتامبر 2001 به دلايل امنيتي ممنوع شده بود كه بارديگر اين بازديدها از سر گرفته شده است. در دهه هاي گذشته بسياري از خارجيان ناراضي از دولت هاي متبوع، خود را از اين مجسمه آويزان كرده بودند تا جلب توجه جهاني كنند.

 

مجسمه آزادي

 

1961م:سي ام اكتبر سال 1961 دانشمندان اتمي شوروي دست به انجام نيرومندترين آزمايش هسته اي جهان زدند و يك بمب هيدروژني 58 مگاتني را منفجر كردند. اين، نيرومندترين آزمايش هسته اي در تاريخ بشر بشمار آمده است. دانشمندان اتمي شوروي يك بمب صد مگاتني را هم آماده آزمايش كرده بودند، ولي تكان هاي همان 58 مگاتني آنان را از انجام آن آزمايش منصرف كرد. آزمايش 58 مگاتني در نزديكي قطب شمال و يك هفته پس از يك آزمايش 30 مگاتني انجام شد. روسها پس از آگاه شدن از دستورالعمل محرمانه آيزنهاود كه در 30 اكتبر 1953 صادرشده بود و در آن به وزارت دفاع، مديران لابراتوارهاي اتمي و دستگاههاي اطلاعاتي اين كشور تاكيد كرده بود كه براي مقابله با تهديد كمونيستها بايد ساخت و تكامل سلاحهاي اتمي آمريكا ادامه يابد برسرعت ساخت و تكميل چنين سلاحهايي افزوده بودند. معلوم نيست كه اين بخشنامه محرمانه در چه زماني به دست جاسوسان مسكو افتاده بود. در اكتبر 2008 نيز ولاديمير پوتين رئيس دولت روسيه دستور داد: از آنجا كه رويدادهاي اخير نشان داد جهان امن نيست و در اين جهان هنوز نيروهايي هستند كه چشم ديدن روسيه را ندارند و از تهديد آن دست برنمي دارند؛ سلاحهاي اتمي روسيه نوسازي، تكميل و سلاحهاي هسته اي تازه اي ساخته شوند.

يك روز پس از آزمايش هيدرژني 58 مگاتني اكتبر 1961 مسكو، پارلمان ايالتي نيويورك از فرط نگراني، ساختن پناهگاه در برابر حمله هسته اي را در آن ايالت اجباري كرد. طبق بروشورهايي كه يك هفته پس از آن انفجار، در آمريكا ميان مردم توزيع شد اشاره شده بود كه نفوذ اشعه خطرناك ناشي از حمله اتمي به داخل زمين و آب كم است و بنابراين، مردم پس از شنيدن سوت خطر بايد به تونلهاي زيرزميني كه ايجاد و با تابلو زرد مشخص خواهد شد پناه ببرند و در فضاي باز نمانند كه مواد راديواكتيو در هوا پراكنده و براي مدتي باقي خواهند ماند.

قدرت هسته اي ــ موشكي شوروي دهها سال يك عامل بازدارنده غرب و باعث نگراني شديد اين بلوك بود. لذا، پس از فروپاشي شوروي، تلاشهاي گوناگون از سوي جناح غرب صورت گرفت تا سلاحهاي هسته اي شوروي كه در اختيار روسيه قرار گرفته اند به حداقل برسند ولي گسترش «ناتو» تا بالتيك شوروي و كمك آمريكا و اتحاديه اروپا به تغيير دولتها در اوكراين و گرجستان (ازطريق انقلاب مخملي و خريد برخي از افراد محلي) روسها را متوجه واقعيت كرده و به خود آورده است. واقعيت هاي مربوط به فروپاشي شوروي (عمدتا از درون) هنوز در پرده ابهام است و معلوم نيست كه چرا پژوهشگري پيدا نمي شود كه در اين زمينه تحقيق عميق كند و نتايج را به اطلاع جهانيان برساند. اطلاع جهانيان از فروپاشي شوروي تاكنون از چارچوب اعلاميه هاي دولتي كه همان زمان به رسانه ها داده شده بود خارج نشده است. اين وضعيت ثابت مي كند كه برخي از دولتها مايل به انجام چنين تحقيقي نيستند!.


2004م:«مايكل نائومان» وزير پيشين فرهنگ آلمان در مقاله اي در هفته نامه «دي زايت» كه در چهارمين هفته اكتبر 2004 انتشار يافت نوشته بود: اگر شرايطي كه در زير مي آيد تحقق يابد، بار ديگر اتحاد اروپا و آمريكا عملي خواهد بود:

ـــ آمريكا جهان چند قطبي را تحمل كند؛ زيرا كه چه بخواهد و چه نخواهد به وجود آمده است.

ـــ آمريكا از دادن اخطار به اين و آن دست بر دارد و در مذاكرات متكلم وحده نباشد و نخواهد كه ديگران به قبول نظرات آن دولت تسليم شوند.

ـــ آمريكا هر دم نگويد كه ما در دو جنگ جهاني و جنگ سرد اروپا را نجات داديم و در نتيجه اروپا بايد از ما حرف شنوي داشته باشد.

ـــ آمريكا قبول كند كه خاورميانه كه منابع آن مورد نياز همه ملل است بدون تنش باشد و حمايت از دولتهاي يكطرفه اين منطقه (تنها متمايل به آمريکا) متعادل سازد.

ـــ درباره سلاحهاي اتمي از تبعيض دست بردارد (اسرائيل را منها نكند) و در اين زمينه از خودش شروع كند و از زرادخانه اتمي اش بكاهد.

ـــ در مورد اسيران جنگي (گوانتانامو و ابو غريب) به ميثاقهاي ژنو توجه كند.

ـــ ضوابط بين المللي را هميشه رعايت كند، نه تنها هروقت كه منافعش ايجاب كند به آنها استناد كند.

ــ به پيمان «كيوتو» و حفظ محيط زيست به پيوندد.


2004م:دو موسسه آمريكايي بلومبرگ و جانز هاپكينز 29 اكتبر 2004 اعلام كردند كه شمار تلفات غير نظاميان در عراق از آغاز حمله نظامي مارس 2003 تا اواسط سپتامر 2004 بر اثر جنگ و يا به مناسبت آن نزديک به يكصد هزار تن برآورد شده است. اين دو موسسه اين رقم را ضمن بررسي هاي مستقيم و محلي خود در عراق به دست آورده بودند. قرار بود اين رقم پس از برگزاري انتخابات 2 نوامبر 2004 آمريكا انتشار يابد كه پنج روز پيش از انتخابات ناگهان در اينترنت مشاهده شد و رسانه ها آن را نقل كردند. مقامات وزارت دفاع امريكا قبلا رقمي به مراتب كمتر از اين را منتشر ساخته بودند.

 

2005م:لويس ليبيLewis Libby رئيس دفتر چني معاون رئيس جمهوري آمريكا 28 اكتبر 2005 از سوي "گراند ژوري" رسما متهم به ايجاد مانع درمسير تحقيقات قضايي، کتمان جرم و دروغ گفتن پس از اداي سوگند كه راست بگويد شد. وي پس از ابلاغ اتهامات، از سمت خود كناره گيري کرد. دادگاه بعدا ليبي را به زندان محکوم کرد که جورج بوش رئيس جمهور با استفاده از اختيارات خود، مجازات وي را تخفيف و از رفتن به زندان رهانيد. همين عمل که در مورد ديگران صورت نگرفته است باعث دلخوري بسياري از مردم آمريکا از بوش و انتقاد از او در رسانه ها شد.

به نوشته روزنامه ها، ليبي در ظاهر رئيس دفتر چني ولي در حقيقت مشاور جورج بوش در امور دفاعي، سلاحهاي كشتار جمعي، مسائل مربوط به تروريسم بود. وي بود كه پيش نويس قانون تاسيس وزارت امنيت ملي را تهيه كرد و مقدمات لشكركشي به عراق را فراهم ساخت. او بود كه بانو پليم جاسوسه سيا را لو داد تا از شوهر او ويلسون انتقام بگيرد كه اعلام كرده بود صدام حسين از نيژر اورانيوم نخريده است. همين لو دادن بانو پليم باعث دروغهاي بعدي و اتهامات پنجگانه و سرانجام كناره گيري و محکوميت ليبي شده بود. رسيدگي به "لو" داده شدن بانو پليم هنوز پايان نيافته و ممکن است چند تن ديگر به محاکمه کشانده شوند.

 

لويس ليبي

 

2005م:بيست و نهم اكتبر 2005 تارا مك مولن بازيگر 16 ساله فيلم در لس آنجلس هدف چند گلوله قرار گرفت و كشته شد.

وي علاوه بر فيلمهاي سينمايي هاليوود، در يك سريال تلويزيوني در نقش عضو يك باند گانگستر بازي مي كرد. پليس احتمال مي دهد كه بازي در همين نقش باعث خشم گانگسترهاي لس آنجلس و قتل او شده باشد زيرا كه اين سريال بر پايه يك پرونده واقعي تهيه شده است.

 

تارا

 

2008م:در انتخابات مجمع الجزاير مالديو Maldives واقع در اقيانوس هند که نتايج آن 29 اکتبر 2008 اعلام شد، محمد ناشيد 54 ساله زنداني سياسي پيشين به رياست جمهوري اين کشور دست يافت. در اين انتخابات مامون عبدالقيوم 71 ساله و رئيس جمهور وقت رقيب محمد ناشيد بود. عبدالقيوم سي سال بود که اين سمت را در دست داشت. وي براي نخستين بار در سال 1978 برياست جمهوري انتخاب شده بود.

 

Mohammad Nasheed


637: شهر آنتيوخ (آنتيوکAntioch) واقع در کنار خليج اسکندرون به تصرف نيروهاي عرب مسلمان به فرماندهي ابو عبيده، مالک اشتر و خالد بن وليد در آمد. اين نيرو قبلا در "يرموک" بر ارتش بيزانتين (روم شرقي) پيروز شده و دمشق، اورشليم (بيت المقدس) و حلب را تصرف کرده بود. اين نيرو پس از تصرف آنتيوک شهرهاي ساحل جنوبي آن از جمله لاذقيه را نيز متصرف شد. آنتيوک در قرن چهارم ميلادي به دست سلوکوس جانشين اسکندر در ايرانزمين ساخته شده بود.

1665: «تاورنيه» سياح فرانسوي در اين روز به ديدار طولاني خود از شيراز كه ضمن آن از آثار باستاني ما در فارس ديدن كرده بود پايان داد. وي بخشي از سفرنامه خود را به ديدار از فارس اختصاص داده است.

1864: دولت دانمارك منطقه «شلسويگ» را به آلمان داد تا اين دولت دست از جنگ با دانمارك بكشد.

1922: در پي راهپيمايي گسترده ناسيوناليست هاي ايتاليايي به رم، موسوليني رهبر آنان نخست وزير ايتاليا شد.

1939: آلمان و شوروي بر سر چگونگي تقسيم لهستان به توافق رسيدند.

1941: روزولت رئيس جمهوري وقت آمريكا در چارچوب قانون وام و اجاره اسلحه، لايحه كمك نظامي يك ميليارد دلاري به شوروي را كه با آلمان در حال جنگ بود امضاء كرد.

1953: ژنرال آيزنهاور رئيس جمهور وقت آمريكا طرح شوراي امنيت ملي اين كشور را كه طبق آن آمريكا به منظور مقابله با كمونيستها بايد قدرت اتمي خود را حفظ و به گسترش تسليحات استراتژيك بكوشد تصويب و امضاء كرد و سند آن به شماره 2/162 محرمانه بايگاني شد كه طبق قانون مربوط 25 سال پس از صدورT ازطبقه بندي خارج شده است. روسها قبلا توسط جاسوسان خود از آن آگاه شده و به مقابله پرداخته بودند. همين طرح از عوامل اصلي گسترش جنگ سرد بشمار رفته است.

1961: کنگره حزب کمونيست شوروي استالين را به اتفاق آراء! به نقض وصيتنامه لنين (رهبر انقلاب بلشويكي سال 1917 و بنيادگذار اتحاد جماهير شوري سوسياليستي) و بي اعتنايي نسبت به نظامات و نظرات او متهم ساخت و به اتفاق آراء! تصويب كرد كه جسد وي از آرامگاه لنين در ميدان سرخ مسكو به جايي ديگر منتقل شود. با اين مصوبه، روز بعد (تقريبا بلافاصله) كار انتقال جسد موميايي شده استالين از محل مقبره لنين در ميدان سرخ مسكو به کنار ديوار کرملين آغاز شد. سنگ قبر فعلي استالين مشابه سنگ قبرهاي ديگر است.

2005: "شمشير سينگ شري" از رهبران کمونيستهاي هند و موسس حزب مائوئيست هند در 63 سالگي درگذشت. وي که زاده پنجاب بود مبارزه مسلحانه را رد نمي کرد.

منبع:iranianshistoryonthisday.com


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 2017-07-22 توسط dayarayan |

 

 

صنايع دستي قشم

 

از مهم ترين صنايع دستي مردم قشم مي توان به لنج سازي، گلابتون دوزي، خوس دوزي، شک دوزي، سوند و... اشاره کرد. به جرات مي توان گفت لنج سازي قديمي ترين صنعت سازمان يافته و منظم سواحل جزاير جنوبي ايران است. درحال حاضر بيشتر لنج هاي ساخته شده در جزيره قشم چه از نظر حجم و اندازه و چه نوع شناور به وسيله استادان محلي طراحي مي شود. يادگيري و آموزش فن جلافي (نجاري لنج) به طور تجربي است و پسران از پدرانشان به ارث برده اند. اين صنعت يک صنعت کاملا مردانه است و زنان در آن دخالتي ندارند.

گلابتون دوزي که يکي از حرفه هاي سنتي و بومي سواحل و جزاير است به هنري اطلاق مي شود که طي آن دوخت طرح هاي زيبا و منقش روي پارچه با نوارهاي طلايي گلابتون و براي تزيين و زيبايي لباس هاي زنانه و بيشتر روي روسري و شلوار محلي به کار مي رود. طرح اصلي از لباس هاي زنانه هند و بنگال گرفته شده است و بيشتر مصرف محلي دارد، اما در حال حاضر به خاطر دارا بودن پوشش محلي و راحتي در استفاده از آن کم و بيش مورد توجه زنان ساير شهرها نيز قرار گرفته است. ابزار کار گلابتون را قلاب، مواد، کپيه و چهارپايه (هاون چوبي) تشکيل مي دهند.

خوس دوزي نيز يکي ديگر از صنايع دستي اين ناحيه است و به عبور نواري نقره اي به پهناي متفاوت از لابه لاي پارچه هاي توري يا طرح هاي دلخواه اطلاق مي شود. در خوس نوار نقره اي را بيشتر روي روسري که در اصطلاح محلي «جلويل فوسي» نام دارد به کار مي برند.

سوند بافي نيز از مهم ترين صنايع دستي مردمان اين ناحيه و سرتاسر ناحيه جنوب ايران است. براي ساختن سوند از شاخه برگ دار درخت خرما استفاده مي شود. شاخه برگ دار را با طناب هايي که از برگ درخت خرما بافته شده است، به هم متصل مي کنند و براي پوشش خانه هاي مسکوني مورد استفاده قرار مي دهند.

در گذشته هاي نه چندان دور محصولات ساخته شده از برگ نخيلات يکي از صادرات اهالي جنوب به شيخ نشينان بوده است، اما در حال حاضر توليد آن بسيار پايين بوده و بيشتر جنبه مصرفي دارد.

منبع:jamejamonline.ir


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 2017-07-20 توسط dayarayan |

 

 

  شكوفایی خیره كننده در ادبیات آمریكا

 

كاوه میرعباسی، مترجم شناخته شده ادبیات داستانی، درباره ی جهان داستانی ماریوبارگاس یوسا می گوید: یوسا درمیان نویسندگانی كه در دهه ی شصت، شكوفایی خیره كننده ای را در ادبیات آمریكایی رقم زده اند، نظیر گارسیا ماركز، فونتس، كورتاسارو ....، تنها نویسنده ای است كه كوچك ترین قرابتی با رئالیزم جادویی ندارد.

میرعباسی در تبیین خصوصیات آثار بارگاس یوسا، برنده ی نوبل ادبیات ۲۰۱۰، گفت: آثار یوسا حائز سه مولفه اصلی است:

۱ـ واقع گرایی

۲ـ توجه خاصی كه به مقوله قدرت اجتماعی و سیاست دارد. از قبیل آنچه در رمان های «سوربز» و گفت وگو در «كاتدرال» می بینیم.

۳ـ این ویژگی كه شاخص ترین ویژگی آثار یوسا محسوب می شود، بداعت های او در زمینه تكنیك های روایی است.

میرعباسی افزود: این ویژگی مهم ترین شاخصه آثار یوساست.

او برای هر داستان شیوه روایی خاص آن را خلق می كند، شیوه ای كه كاملا در ساختار داستان، علیرغم پیچیدگی اش، تاثیر می گذارد. برای مثال در اثری كه به فارسی تحت عنوان «زندگی سگی» برگردانده شده است، یك روایت خطی با اجرایی خیره كننده اجرا می شود.

میرعباسی تاكید كرد: شیوه روایت یوسا جلوه و خصوصیت برجسته آثار اوست.

او در توضیحی بیشتر تاكید كرد: درباره ی تكنیك های روایی یوسا مثال های متعددی می توان آورد. برای نمونه «در سوربز» ماجرای زندگی دیكتاتور دومینیكن از چند منظر روایت می شود. از یك سو با روایت زنی مواجهیم كه پس از ۳۶ سال به زادگاهش بازمی گردد. از طرف دیگر وقایع آخرین روزهای زندگی دیكتاتور روایت می شود، از وجهی دیگر، با فلاش بك های بجا و متعدد، واقعه از ذهن پرسوناژ هایی كه آماده شده اند دیكتاتور را ترور كنند، روایت می شود.

میرعباسی با اشاره به اینكه سلطه بودن بر چنان روایتی با چنان ساختاری كاری بسیار پیچیده است، تاكید كرد: یوسا، مشخصه برجسته دیگری هم دارد و آن داستانگو بودنش است. رمان های او، به تمامی، پر از ماجرا و حادثه است.

میرعباسی افزود: برخی منتقدان، این ویژگی را ماحصل تاثیر الكساندر و ما بر این نویسنده، در نوجوانی می دانند.

میرعباسی در رابطه با ریشه های شیوه و سبك یوسا در رمان هایش گفت: نحله ای از داستان نویسی در قرن نوزده وجود داشت به نام رئالیزم انتقادی كه زولا، بالزاك و دیكنز نمونه های بارز آن بوده اند.

ماریو بارگاسا یوسا ادامه ی منطقی آن نحله است، منتها با شیوه ها و تكنیك های نوآورانه در روایت.

میرعباسی افزود: برای مثال در یكی از رمان های ترجمه نشده او به نام «سروان پانتوها و خدمات ویژه » می بینیم كه از انواع گوناگون روایت استفاده كرده است. خبر روزنامه، برنامه زنده تلویزیونی، آگهی ترحیم و.... یك جور كولاژ از تمام شكل های نوشتار...

میرعباسی ادامه داد: تكنیك ها و تمهیدات یوسا برای روایت در هر اثرش تقریبا متفاوت است. او را بر حسب تكنیك روایت، نوآوری در آن و انطباق این تكنیك با ساختار داستان می توان غول ادبی محسوب كرد.

میرعباسی در خاتمه افزود: این تصمیم آكادمی نوبل، حیثیت دوباره ای برایش به ارمغان آورد. این سزاوارترین و به حق ترین نوبلی بود كه از سال ۲۰۰۰ به این طرف اهدا شد.

قاسم صنعوی كه او نیز یكی از مترجمان كهنه كار و شناخته شده ادبیات در ایران است، درباره ی جهان داستانی ماریو بارگاس یوسا گفت: باتوجه به اینكه رمان «مردی كه حرف می زند» را از یوسا ترجمه كرده ام، باید تاكید كنم كه به این نویسنده دلبستگی بسیار دارم.

صنعوی، با اشاره به اینكه این كتاب را انتشارات توس منتشر كرده است، ادامه داد: رمان «مردی كه حرف می زند» را به خاطر جهان بینی خاصی كه داشت با روحیاتم تطابق داشت.

قاسم صنعوی گفت: اولین كاری كه از قاسم صنعوی به فرانسه منتشر شد «شهر و سگ ها» بود كه در دهه ی شصت در فرانسه منتشر شد.

صنعوی در پاسخ به این پرسش كه مشخصات جهان بینی یوسا در كتاب «مردی كه حرف می زند» چیست، گفت: تم اصلی كتاب درمورد آدمی است كه در گریز از زندگی مدرن به یك جور زندگی بكر و طبیعی برمی گردد، او همه چیز را در زندگی روزمره اش رها می كند، به میان قوم های بدوی می رود و با آن قبلیه ها زندگی می كند، با آنها اخت می شود تا جایی كه پس از مدتی به صورت شخصیت طبیب/ جادوگر درمی آید.

صنعوی درباره ی نثر یوسا گفت: نثر بسیار زیبایی دارد اما مشكل.

وی افزود: بر اینكه «گفت وگو در كاندرال» را بفهمید باید آن را چند بار و با دقت بخوانید تا بفهمید كه راوی نقل قول ها كیست و اصلا زمان نقل قول را دریابید.

قاسم صنعوی تاكید كرد: نثر یوسا، تا جایی كه آثارش را خوانده ام، این طور است، این مترجم نام آشنا در پاسخ به این پرسش كه آیا می توان آثار یوسا را ذیل خصوصیات سبكی رئالیزم جادویی طبقه بندی كرد، گفت: به طور قطع نمی توان آثار یوسا را در این سبك(رئالیزم جادویی) درنظر آورد. او بیشتر به نویسنده ای واقعیت گرا نزدیك است.

صنعوی در خاتمه تاكید كرد: به نظر من نوبل ادبی، در میان آثار نویسندگان آمریكای جنوبی، شایسته خوبیو كورتاسار، نویسنده فقید، بوده است..... / خبرگزارى ايلنا 


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 2017-07-18 توسط dayarayan |

 

روانشناسی نقاشی کودک

یا کودکان از کشیدن نقاشی مقصودی دارند؟


- بله، زیرا همه ی کودکان با کشیدن نقاشی گونه ای از احساسات داخلی خود را بیان می کنند، به طوری که با ملاحظه ی نقاشی آنها می توانیم به احساسات درونی آنها پی ببریم و آنها را درک کنیم.



آیا شما کودکان از کشیدن مقاشی لذت می برند؟



- در صورتی که کودک خود به کشیدن نقاشی علاقه داشته باشد، از کشیدن نقاشی لذت می برد. اما اگر کودک را به کشیدن نقاشی مجبور کنند،او اینکار را از روی علاقه انجام نمی دهد ،بلکه سعی می کند این کار را از روی نفرت انجام دهد.



آیا کودک از خط خطی کردن کاغذ منظور خاصی دارد؟



- به نظر ما بیشتر به سن کودک بستگی دارد. اگر کودک سن کمی داشته باشد، خط خطی کردن کاغذ برای سنین او یک کارعادی به شمارمی آید واو سعی دارد با نقاشی کردن احساسات درونی خود را بروز دهد. اما اگر کودک این کار را در سنین بالا انجام دهد،معلوم است که به وسیله ی خط خطی کردن نقاشی خود می خواهد نفرت خود را نشان دهد.




چه گونه از روی نقاشی می توان به میزان اعتماد به نفس فرد پی برد؟



- اگر کودک تمام صفحه ی دفتر یا ورق خود را به وسیله ی نقاشی پر کند، معلوم است که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار است و حضور خود را در میان جمع احساس می کند. اما اگر کودک تنها گوشه ای از تمام صفحه را پر کند، معلوم است که وی از اعتماد به نفس کمتری برخوردار است.


آیا کودکانی که یک یا دو نفر از اعضای خانواده خود را از نقاشی حذف می کنند ،می خواهند منظور خاصی را به حضور ما برسانند؟



- بله زیرا کودک هر چه یکی از اعضای خانواده خود را به خود نزدیک تر بکشد، می خواهد علاقه ی خود را نسبت به ان فرد نشان بدهد،اما اگر هر چه فرد آن فرد را از خود دورتر بکشد نشان دهنده ی نفرت کودک نسبت به فرد است.



منبع: کاوشکده فن آوری اطلاعات



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 2017-07-15 توسط dayarayan |

 

 

۱۰ ایده ی جالب وعجیب که صاحبانش رامیلیونرکرد

 

میلیونر شدن چندان هم سخت نیست ، البته کم هستند افرادی که اعتماد به نفس و توانایی آن را داشته باشند که ایده های کوچک و جالب و در عین حال پردرآمد خود را به مرحله ی اجرا درآورده و از آن کسب درآمد کنند ، آنهم درآمدهای میلیونی !

به گزارش بانکی، همه ما در ذهنمان ایده هایی داریم که بنا به توجیهات خودمان - مانند وقت نداشتن و یا کمبود سرمایه - از آنها به راحتی می گذریم ، در حالی که تنها مشکلی که جلوی ایده های خلاقانه را می گیرد تنبلی و عدم اراده ی قوی است ، بنابراین سعی کنید ایده های خود را با همین دو عامل پیش ببرید و نتیجه ی آنرا نیز ببینید.

 

۱- مردی که پس از ازدواج وب سایتی برای مسائل عاطفی افراد متاهل ایجاد کرد

Ashleymadison.com سایت قرارهای عاشقانه است با یک فرق؛ تنها افراد متاهل یا کسانی که خواهان قرار با یک فرد متاهل هستند مورد پذیرش این سایت قرار می گیرند. شعار سایت این است:" زندگی کوتاه است. پس با عشق زندگی کن". موسس این سایت یک وکیل به نام نوئل بیدرمن است که به زعم خودش یک مرد متاهل بسیار خوشبخت است. سایت این مرد خوشبخت ۳٫۲ میلیون عضو دارد که بیانگر کارا بودن و موفق بودن ایده ی او است.

 

۲- مردی که کسب و کار یک میلیون دلاری وسیله نظافت سگ را به راه انداخت.

ماتیو اوسبرن از سرشناسترین پیشگامان در ساخت وسیله نظافت فضولات سگها است که Pooper-Scooper.com را راه اندازی کرده است.

او هرگز فکر آن را هم نمی کرد که روزی همین ایده او را میلیونر کند. شروع کار اوسبرن به سال ۱۹۸۷ برمی گردد که او یک مرکز خدمات حیوانات اهلی در کلمبوس اوهایو به راه انداخت. در آن هنگام او با داشتن ۲شغل تمام وقت از هرکدام ساعتی ۶دلار درآمد داشت. ماتیو در آن زمان همسر و یک دختر داشت و پسرش در شرف به دنیا آمدن بود. او که از کسب درآمد بیشتر ناامید شده بود، به این فکر افتاد که برای حدود ۱۰۰،۰۰۰ سگ که در ۱۵مایلی خانه او هستند ، کاری انجام دهد. نقطه سرآغاز کسب و کار او همینجا بود. ماتیو به امر نظافت محوطه ها پرداخت، با اینکه کار چندان جالب نبود ، اما او از رضایت مشتریان و کار در بهترین حیاطها لذت می برد.

کار ماتیو کم کم به جایی رسید که هفت نفر را به همراه شش ماشین حمل به کار گرفت که روزانه به ۷۰۰ مشتری ثابت خدمات ارائه می دادند. در حالیکه اوسبرن درحال تبلیغ و شناساندن چنین خدماتی بود، شخصی به نام مت "رد" بسول او را به آینده ای که انتظارش را نداشت نزدیک کرد. بسول مالک مرکز ارائه خدمات حیوانات اهلی(Pet Butler )در تگزاس بود. او پس از دیدن کار ماتیو ، او را شریک خود در امور نظافت حیوانات کرد ، در حال حاضر Pet Butler بزرگترین مرکز ارائه خدمات نظافت فضولات حیوانات اهلی در امریکا است که اکنون بالغ بر ۳۰۰۰ مشتری دارد.

 

۳- نوجوانی که از طریق فروش مربا با دستور پخت مادر بزرگش میلیونها دلار به دست آورد.

در حالیکه موفق ترین کارآفرینان درآمد خود را از ایجاد وب سایتهای پرطرفدار به دست می آورند، "فریزر دوهرتی" کسب و کار بزرگش را از راه سنتی به دست آورده است. فریزر پخت مربا را از سن ۱۴سالگی با دستورالعملهای مادربزرگش در آشپزخانه خانه ی خود شروع کرد ، وی در ۱۶سالگی مدرسه را ترک کرد تا به طور تمام وقت مشغول کار خود شود. این نوجوان در حال حاضر سالانه چیزی حدود ۵۰۰،۰۰۰ شیشه،مربا می فروشد که این مقدار ۱۰درصد بازار مربای انگلیس را تشکیل می دهد. سرمایه دوهرتی چیزی حدود ۱تا۲میلیون دلار تخمین زده می شود.

 

۴- شرکتی که از فروش عینک های ایمنی مخصوص سگها صاحب ثروت بزرگی شد

در جوامع غربی سگ و سایر حیوانات خانگی جزء لاینفک زندگی افراد هستند ، همین عامل باعث شده است تا چند دوست قدیمی تصمیم بگیرند برای سگ ها عینک بسازند !
عینک برای سگ خانگی؟ به نظر بی معنی می رسد ! اما اگر کسی به ساخت آن پرداخته و آن را تبدیل به کسب و کار چند میلیون دلاری کند، نتیجه می گیریم این کار چندان هم بی معنی نیست. این کار توجه زیادی از مردم و رسانه ها به خود جلب کرده است از جمله CNN, Women's World, People, Regis and Kelly, National Geographic and Animal Planet . آنها که کار را با ساخت عینک ایمنی شروع کردند در ادامه کار خود را توسعه داده و لوازم جانبی دیگری برای حیوانات را تولید کردند که شامل کوله پشتی، جلیقه شنا، تی شرت، کلاه و اسباب بازی می شود.

 

۵- مردی که با تولید استخوان آرزوی پلاستیکی، میلیونر شد.

در بسیاری از نقاط دنیا مردم معتقدند شکستن استخوان جناغ مرغ آرزو ها رابرآورده می کند !

چه کسی فکر می کرد که روزی بازاری برای استخوان آرزو (استخوان جناق مرغ) آن هم از نوع پلاستیکی اش وجود داشته باشد؟ کن آهرونی از اینکه سرسفره و پس از خوردن مرغ تنها دو نفر می توانستند آرزو کنند و جناغ بشکنند کلافه شده بود.

این باعث شد تا او تصمیم به ایجاد شرکت LuckyBreak بگیرد،شرکتی که استخوان های آرزوی سنتزی با صدا و حس استخوان جناق واقعی مرغ و بوقلمون بسازد. در حال حاضر این شرکت روزانه ۳۰،۰۰۰ استخوان تولید می کند که آنها را در قالب طرحهای سفارشی و منقوش برای استفاده ی شخصی، شرکتی و تبلیغاتی به فروش می رساند. فروش این شرکت بیش از ۲٫۵ میلیون دلار در سال است.
می بینید که حتی با استفاده از عقاید نه چندان علمی و درست مردم هم می توان میلیونر شد !

 

۶- زن خانه دار مخترع بالشی که قابلیت رفتن به مایکرو ویو را دارد!

کیم لوین، کیسه های کوچکی در طرح های مختلف با قابلیت نفوذ گرمای آرامش بخش اختراع کرد. کیم متوجه شد که اگر مقداری ذرت در یک کیسه ریخته،آن را دوخته و بعد در مایکرو ویو قرار دهد، یک بالش گرم و آرامش بخش ایجاد می شود. او بدون معطلی به کمک چرخ خیاطی اش شروع به عملی کردن ایده ی ساده اش کرد و از آنجا بود که کسب و کار چند میلیونی او آغاز شد. در ابتدا کیم فکر می کرد که این بالش ها می توانند هدیه ی عالی برای فرزندان و همسایه هایش باشند. اما به زودی متوجه شد که ایده او پتانسیل بالایی دارد. وقتی والدینی که با کیم در ارتباط بودند نیمه شب ها با او تماس می گرفتند تا برای بچه هایی که بدون بالش های کیم بی تابی می کردند،بالش درست کند، او دانست که فرصت طلایی ای برای او خلق شده است. او به خرده فروشی های محلی و نمایشگاههای صنایع دستی می رفت تا اینکه اتفاق مورد انتظار رخ داد؛ مجتمع تجاری Saks تصمیم گرفت که بالش های کیم را در فروشگاههایش به مشتریان عرضه کند. اکنون او یک میلیونر است و حتی کتابی درباره تلاشهایش نوشته است.

 

۷- کسی که در وب ، پیکسل ها را به قیمت ۱میلیون دلار فروخت

در سال ۲۰۰۵ یک دانشجوی ۲۱ساله در انگلستان به نام الکس تیو صفحه وبی یک میلیون دلاری به راه انداخت که از طریق آن پیکسل های ۱۰۰۰*۱۰۰۰ را به قیمت ۱ دلار به فروش می رساند. با وجود اینکه این ایده خیلی ساده ای بود، اما به دلیل منحصر به فرد بودنش توجه زیادی جلب کرد و در نهایت طی چند ماه ، وی صاحب ۱،۰۳۷،۱۰۰دلار درآمد شد. آخرین مورد آگهی در سایت الکس به قیمت ۳۸۱۰۰دلار به فروش رفت. وب سایتهای زیادی به تقلید از این سایت ایجاد شد که همگی با شکست مواجه شدند چراکه این ایده دیگر بدیع نبود.

 

۸- مردی که شرکتی برای فراهم کردن نامه های عذر و بهانه برای غیبت در کار ایجاد کرد

آیا به عذر وبهانه ای برای غیبت از کارتان نیاز دارید؟ یک شرکت اقدام به تامین نامه های عذر غیبت اینترنتی برای کارمندان و دانشجویان آمریکایی کرده است. این عذرهای اینترنتی هر کدام فقط به قیمت ۲۵دلار فروخته می شوند. این نامه ها می توانند از یک دکتر حرفه ای یا بیمارستان یا احضاریه دادگاه جعلی یا حتی اعلامیه فوت باشند. فراهم کننده این نامه ها کارش را با ۳۰۰دلار شروع کرد و اکنون کارش را از طریق یک لپ تاپ در یک شهر کوچک در اوکلاهاما انجام می دهد. این سایت به طور ماهیانه ۱۵۰۰۰ مراجع دارد !

 

۹- راهب هایی که کارتریج پرینتر ها را ۲٫۵میلیون دلار به فروش رسانده اند

برنارد مک کوی ، کشیش و قائم مقام LaserMonks.com یک خرده فروشی اینترنتی است که کارتریج و دیگر لوازم اداری را با تخفیف به فروش می رساند. مشتریان این سایت عبارتند از افراد، کلیساها و همینطور مرکز تحقیق Morgan Stanley و Forest Service آمریکا.

این کسب و کار پر سود و منفعت است. فروش ها از سال ۲۰۰۲، به میزان ۲۰۰۰دلار به ۲٫۵میلیون دلار در ۲۰۰۵ تبدیل شده است. ایده LaserMonks.com از آنجایی به این کشیش الهام شد که وقتی روزی جوهر پرینتر او تمام شد او نتوانست کارتریجی با قیمت معقول پیدا کند. در ابتدا این شرکت متشکل از چند راهب بود که روزانه سفارش های معدودی برای پر کردن کارتریج های خالی می گرفتند. اما طبق گفته راهب ها اکنون آنها ۵۰،۰۰۰ مشتری دارند و روزانه ۲۰۰ تا ۳۰۰ سفارش می گیرند.

 

۱۰- دختری که از ارائه نقشه های MySpace ثروت ۱٫۵میلیون دلاری به دست آورده است

دختر نوجوانی که استعداد و خلاقیت فراوانی دارد ، سایتی به نام WhateverLife ایجاد کرده است که در آن نقشه های MySpace و دیگر راهنماهای مجانی را ارائه می کند. این دختر اخراجی از مدرسه ، ماهانه ۷۰۰۰۰دلار درآمد دارد و وب سایتش بیش از ۷میلیون بازدیدکننده و ۶۰ میلیون بازدید از صفحاتش دارد.


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 2017-07-13 توسط dayarayan |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه عليه السلام ‌فى‌ الرهبه   بود ‌از‌ دعاهاى ‌آن‌ امام عالى مقام عليه الصلوه ‌و‌ السلام ‌در‌ ترسيدن ‌و‌ ‌از‌ براى ياد معاصى خود نمودن ‌و‌ معذرت ‌به‌ خداى عزوجل نمودن.  
اى خداى ‌من‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ آفريدى مرا مستوى الخلقه ‌و‌ پرورش نمودى ‌تو‌ مرا ‌در‌ حالت كوچكى من.  
اى پروردگار ‌من‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ يافتم ‌در‌ آنچه فرو فرستاده ‌ى‌ ‌تو‌ ‌در‌ كتابت، ‌و‌ مژده دادى ‌تو‌ ‌به‌ ‌آن‌ بندگانت ‌را‌ اينكه فرمودى: ‌اى‌ بندگان ‌من‌ آنانى ‌كه‌ اسراف نموده اند ‌بر‌ نفسهاى خود نااميد نشويد ‌از‌ رحمت خدا ‌به‌ درستى ‌كه‌ خدا ‌مى‌ آمرزد گناهان ‌را‌ همگى.  
بدان ‌كه‌ اين آيه ‌ى‌ شريفه ‌از‌ قرآن ‌از‌ همه آيات خوبتر است ‌در‌ اميدوارى ‌به‌ خدا ‌و‌ نااميد شدن، ‌و‌ اين آيه ‌ى‌ شريفه نهى ‌از‌ نااميدى دارد ‌و‌ اين نهى ‌از‌ براى تحريم است، ‌و‌ نااميدى ‌از‌ گناهان كبيره است.   مروى است ‌كه‌ ‌در‌ در دوم بهشت مكتوب است كه: ‌هر‌ ‌كه‌ اميد ‌به‌ خدا دارد نيكبخت خواهد بود، ‌هر‌ ‌كه‌ ‌از‌ خدا ترسيد ايمن است، هلاك شود مغرور كيست اميد ‌او‌ ‌به‌ غير خدا است ‌و‌ ‌از‌ ‌او‌ ‌مى‌ ترسد.   ‌به‌ تحقيق ‌كه‌ پيش رفته است ‌از‌ ‌من‌ آنچه دانسته ‌ى‌ ‌تو‌ ‌و‌ آنچه ‌را‌ ‌كه‌ ‌تو‌ داناترى ‌به‌ ‌آن‌ ‌از‌ من.   چون انسان فقير مبتلا شود ‌به‌ بعضى ‌از‌ گناهان ملتفت ‌او‌ نيست چون خوب جستجو نمايد ‌و‌ ‌با‌ ديگرى ‌او‌ ‌را‌ ملتفت سازد ‌مى‌ فهمد ‌كه‌ مرتكب معصيت شده است، ‌و‌ ‌در‌ كلام امام عالى مقام عليه الصلوه ‌و‌ السلام اشاره ‌به‌ اين مطلب است.   كتاب جمع كاتب ‌يا‌ مصدر ‌به‌ معنى مفعول ‌پس‌ واى ‌از‌ رسوائى ‌من‌ ‌از‌ آنچه ضبط نموده است براى ‌من‌ مستوفيان تو.   سوئه: ‌در‌ لغت ‌به‌ معنى عورت ‌و‌ چيزهائى ‌كه‌ جايز نباشد كشف ‌او‌ ‌از‌ جسد ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ نقل شده است ‌به‌ سوى ‌هر‌ فعل ‌و‌ قول.  
پس اگر نبودى موقفهاى ‌آن‌ چنانى ‌كه‌ اميد دارم ‌از‌ عفو ‌تو‌ ‌كه‌ فروگرفته است ‌هر‌ چيزى ‌را‌ ‌هر‌ آينه ‌مى‌ انداختم خود ‌را‌ ‌به‌ دست خود.   غرض ‌آن‌ است ‌كه‌ اگر اميد مرحمت نباشد ‌از‌ خوف عقاب خودم مرا ‌مى‌ كشم  
مواقف جمع موقف يعنى محل وقوف.   مروى است ‌كه‌ ‌در‌ روز قيامت پنجاه موقف است مردم ‌در‌ ‌هر‌ ‌يك‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌در‌ حالى هستند، ‌مى‌ شود مراد ‌به‌ موقف ‌در‌ كلام امام (ع) مواقف قيامت باشد ‌و‌ ‌مى‌ شود اعم ‌از‌ ‌آن‌ باشد، ‌و‌ قول لالقيت بيدى معناى ‌او‌ ظاهر ‌آن‌ است ‌كه‌ عرض نموده ‌ام‌ يعنى خود ‌را‌ هلاك ‌مى‌ نمودم ‌به‌ دست خود معانى ديگر بعيد است مثل اينكه كنايه باشد ‌از‌ چيزى ‌كه‌ موجب هلاكت شود ‌يا‌ اينكه مراد تسليم وقوع ‌در‌ مهلكه است.   اگر كسى ‌را‌ قدرت بود فرار نمودن ‌از‌ پروردگار خود ‌را‌ ‌هر‌ آينه ‌مى‌ بودم ‌من‌ سزاوارتر ‌از‌ فرار ‌از‌ تو.   بدان ‌كه‌ ‌هر‌ ‌كه‌ بتواند خود ‌را‌ دفع ‌از‌ عقاب ‌و‌ ضرر ديگر نمايد ‌و‌ ‌به‌ مقتضى حكم عقل قطعى ‌و‌ طبيعت ‌از‌ ‌او‌ فرار كند لكن پروردگار ‌ما‌ ‌نه‌ پروردگارى است ‌كه‌ بتوان ‌از‌ حكومت ‌او‌ فرار نمود ‌چه‌ خوب فرمايش نمايد ‌در‌ سوره ‌ى‌ مباركه ‌ى‌ الرحمن: ‌اى‌ گروه مردمان ‌و‌ ‌جن‌ اگر شما ‌را‌ توانائى است ‌كه‌ ‌از‌ آسمان ‌و‌ زمين فرار كنيد فرار نمائيد لكن شما ‌را‌ توانائى ‌و‌ قدرت نيست، ‌و‌ ‌در‌ مقام ديگر فرمايش نمايد: تعجيل ‌در‌ عقوبت كسى نمايد ‌كه‌ بترسد ‌كه‌ اگر الان عقوبت ننمايم ‌از‌ قدرت ‌من‌ بيرون ‌رو‌ ‌در‌ كلام امام عليه السلام ‌من‌ سزاوارترم بگريز ‌و‌ فرار ‌دو‌ احتمال دارد يكى ‌آن‌ است ‌كه‌ عذاب خدايان ديگر عذاب آتش ‌و‌ خلود نيست عذاب خداى ‌من‌ عذاب آتش است، ‌و‌ ديگر ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌من‌ ‌از‌ همه ‌ى‌ بندگان گناهكارترم ‌به‌ خداى خود.  
يعنى: توئى ‌آن‌ چنان كسى ‌كه‌ پنهان نيست ‌بر‌ ‌تو‌ پوشيده ‌ى‌ ‌نه‌ ‌در‌ زمين ‌و‌ ‌نه‌ ‌در‌ آسمان مگر اينكه آورده ‌ى‌ ‌او‌ را، ‌و‌ كفايت ‌مى‌ نمايد ‌كه‌ ‌تو‌ حساب كننده ‌ى‌ غرض ‌آن‌ است ‌كه‌ هرگاه جاى آورده شود ‌از‌ بدى ‌و‌ خوبى خدا معلوم است خواهد جزاى ‌او‌ ‌را‌ داد ‌از‌ خير ‌و‌ شر، ‌و‌ آوردن اعمال شايد تصور اعمال باشد ‌و‌ ايشان ‌را‌ مجسم نمايد ‌و‌ ‌به‌ ايشان موازنه شود.   حسيب: ‌از‌ اسماء پروردگار عالم است ‌و‌ ‌از‌ جهت ‌او‌ معانى گفته اند ‌به‌ معنى جزاءدهنده ‌و‌ عالم ‌و‌ مقتدر ‌و‌ محاسب.  
اى پروردگار ‌من‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ طلب كننده ‌ى‌ منى اگر ‌من‌ بگريزم ‌و‌ دريابنده ‌ى‌ منى اگر ‌من‌ فرار نمايم، غرض ‌آن‌ است ‌كه‌ اگر بگريزم مرا حاضر سازى ‌به‌ واسطه ‌ى‌ تبعه ‌ى‌ خود اگر فرار نمايم زيرا ‌كه‌ ‌تو‌ ‌با‌ ‌من‌ هستى.   حال ‌كه‌ ‌ما‌ ‌را‌ قدرت گريز ‌و‌ فرار نيست اين منم پيش ‌تو‌ هستم فروتنى كننده ‌ى‌ خوار ‌و‌ دماغ ‌و‌ خاك مالنده يعنى ‌در‌ كمال عجز ‌و‌ انكسار ‌و‌ ذلت.   اگر عقوبت نمائى مرا ‌پس‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌من‌ مر عقوبت ‌تو‌ ‌را‌ سزاوارم، ‌و‌ اين عقوبت نمودن ‌اى‌ پروردگار ‌من‌ ‌از‌ ‌تو‌ عدل است.   غرض ‌آن‌ است ‌كه‌ ‌تو‌ خداى ظالم نيستى ‌هر‌ عقوبتى ‌از‌ جانب توبه بنده رسد انصاف است ‌و‌ عدل ‌نه‌ ظلم ‌و‌ جور، ‌و‌ اگر عفو نمائى ‌و‌ ‌از‌ ‌من‌ درگذرى اين امر تازه نيست ‌پس‌ ‌در‌ زمان گذشته فرو گرفته است مرا عفو ‌تو‌ ‌و‌ بپوشانيدى مرا  
عافيت ‌تو‌ اگر بنده تصور خود ‌را‌ نمايد حتى ‌در‌ حالت مرض ‌و‌ شدت ‌و‌ فقر خود ‌را‌ ‌از‌ عفو ‌و‌ عافيت نخواهد خالى ديد.  
پس سئوال ‌مى‌ نمايم ‌تو‌ ‌را‌ ‌اى‌ پروردگار ‌من‌ ‌به‌ آنچه پنهان كرده شده است ‌از‌ نامهاى تو، ‌و‌ ‌به‌ آنچه پوشيده هست ‌او‌ ‌را‌ پرده هاى ‌تو‌ ‌از‌ بزرگى ‌و‌ جمال تو.   خدا ‌را‌ حجاب ‌و‌ پرده هائى است بعضى ‌از‌ نور ‌و‌ بعضى ‌از‌ ظلمت اگر يكى ‌از‌ ‌آن‌ ‌بر‌ ديگرى زيادتى ‌به‌ ‌هم‌ رساند ‌به‌ مقدار ‌سر‌ سوزن ‌و‌ خردله ‌هر‌ آينه ‌مى‌ سوزاند بزرگى ‌و‌ جلال ‌او‌ آنچه ‌در‌ ‌دو‌ عالم است.   باء ‌در‌ مخزون ‌از‌ براى سبب اسماء مخزونه همان اسم اعظم است ‌كه‌ هفتاد ‌و‌ ‌سه‌ حرف است ‌كه‌ پروردگار عالم ‌بر‌ ‌هر‌ پيغمبر ‌و‌ وصى ‌او‌ چيزى ‌از‌ ‌آن‌ تعليم نموده است ‌و‌ ‌بر‌ پيغمبر ‌ما‌ صلى الله عليه ‌و‌ آله ‌و‌ اهل بيت ‌آن‌ جناب عليهم السلام هفتاد ‌دو‌ حرف ‌از‌ ‌آن‌ تعليم نموده است ‌و‌ ‌از‌ براى ذات احديت خود اختيار نموده است ‌يك‌ حرف ‌را‌ ‌كه‌ احدى ‌را‌ ‌بر‌ ‌او‌ مطلع ننموده است.   مگر اينكه رحم نمائى ‌تو‌ باين نفس جزوعه يعنى جزع كننده ‌را‌ ‌و‌ اين استخوانهاى پوسيده آنچنان نفسى ‌كه‌ طاقت ‌و‌ توانائى ندارد گرمى آفتاب ‌تو‌ ‌را‌ ‌پس‌ چگونه طاقت ‌و‌ توانائى دارد گرمى آتش ‌تو‌ را، ‌آن‌ چنان نفسى ‌كه‌ طاقت شنيدن صداى رعد ‌تو‌ ‌را‌ ندارد، ‌پس‌ چگونه طاقت غضب ‌تو‌ ‌را‌ خواهد داشت   جزوعه: بسيار جزع ‌و‌ ناشكيبائى نمودن جزوع صيغه ‌ى‌ مبالغه است ‌و‌ اين صفت انسان است ‌كه‌ ‌او‌ ‌را‌ تحمل مكروهى نيست ‌با‌ اندك چيزى ناله ‌و‌ فرياد ‌مى‌ كند  
و ‌بى‌ صبرى ‌مى‌ نمايد، رمه: ظاهرا ‌به‌ ضم راء باشد ‌و‌ ‌او‌ عبارت است ‌از‌ استخوان كهنه ‌اى‌ ‌كه‌ مندرس شده باشد.   هلوعه: بسيار ضعيف ‌و‌ ‌بى‌ صبر ‌و‌ مريض ‌از‌ هلع است ‌و‌ ‌او‌ صفت نفس است مثل جزوعه، ‌و‌ ‌در‌ بعضى ‌از‌ نسخ صحيفه صوت غضب دارد يعنى آواز آتش اضافه اضافه ‌ى‌ مجازيه است ‌از‌ قبيل سبب ‌و‌ مسبب.  
پس رحم نما ‌تو‌ مرا ‌اى‌ پروردگار ‌من‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌من‌ مرد حقيرم ‌و‌ رتبه ‌و‌ شان ‌من‌ اندك است، ‌و‌ اگر اينكه عذاب ‌من‌ ‌از‌ چيزهائى بود ‌كه‌ زياد ‌مى‌ نمود، ‌در‌ سلطنت ‌تو‌ ‌هر‌ آينه سئوال ‌مى‌ كردم ‌تو‌ ‌را‌ ‌در‌ صبر ‌او‌ يعنى اگر ‌چه‌ طاقت ‌بر‌ عذاب مرا نبود چون زيادتى پادشاهى ‌تو‌ ‌بر‌ ‌آن‌ بود توفيق صبر ‌از‌ ‌تو‌ طلب ‌مى‌ نمودم، ‌و‌ متحمل ‌آن‌ ‌مى‌ شدم.   ‌و‌ دوست ‌مى‌ داشتم اينكه بوده باشد عذاب نمودن مال ‌تو‌ بنده طالب است ‌كه‌ خود ‌در‌ مكاره واقع شود ‌و‌ مولاى ‌او‌ معزز ‌و‌ مكرم ‌در‌ نظر مردم محترم بوده باشد مثلا پدر ‌و‌ مادر ‌با‌ اولاد خود چنين هستند ‌پس‌ بعدى ندارد مخلوق ‌به‌ خالق ‌كه‌ تمام نعم ‌در‌ ‌او‌ هست ‌از‌ اوست دوست داشته باشد عذاب نمودن ‌او‌ را.   ‌و‌ لكن پادشاهى ‌تو‌ ‌اى‌ خداى بزرگتر است ‌و‌ سلطنت ‌تو‌ باقى است ‌از‌ ‌آن‌ ‌كه‌ زياد كند كوچكى، كوچكى كنندگان ‌را‌ ‌يا‌ اينكه ‌كم‌ كند ‌از‌ ‌او‌ گناه كارى گناه كنندگان را.  
پس رحم نما ‌تو‌ ‌اى‌ مهربانتر همه ‌ى‌ مهربانان ‌اى‌ صاحب بزرگى ‌و‌ گرامى، بازگشت ‌كن‌ ‌بر‌ ‌من‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ بسيار بازگشت كننده ‌و‌ مهربانى.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 2017-07-10 توسط dayarayan |

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه

و كان من‌ دعائه عليه السلام اذا حزنه امر او‌ اهمته الخطايا دعاى بيست ‌و‌ يكم از‌ دعاى حضرت سيدالساجدين كه‌ مى خوانده اند در‌ هنگامى كه‌ رسيدى به‌ ايشان امرى از‌ امور مكروهه يا‌ به‌ غم آوردى ايشان را‌ خطايايى كه‌ واقع شده بودى.
«اللهم يا‌ كافى الفرد الضعيف، ‌و‌ يا‌ واقى الامر المخوف». من‌ وقيته، اذا صنته عن الاذى. ‌و‌ اضافه الواقى الى الامر من‌ قبيل اضافه الشى ء الى مفعوله. يعنى: بار خدايا، تويى آنكه كفايت كننده اى. حال شخص تنهاى بى قوت را، ‌و‌ تويى آنكه نگاه دارنده اى امر ترسناك را. «افردتنى الخطايا فلا صاحب معى. ‌و‌ ضعفت عن غضبك فلا مويد لى». الخطايا: جمع الخطيئه، ‌و‌ هى الذنب. (يعنى:) تنها ساخته است مرا گناهان من، پس‌ مصاحبى ‌و‌ يارى نيست با‌ من. ‌و‌ ضعيف ‌و‌ بى قوت شده ام از‌ غضب ‌و‌ خشم تو، پس‌ قوت دهنده اى نيست مرا. «و اشرفت على خوف لقائك فلا مسكن لروعتى». اى: اشرفت من‌ شومات الذنوب على ان‌ اخاف لقاءك- اى: لقاء ثوابك- مع
ان لقاءك اعظم لذه مبتغاه ابتغيها ‌و‌ ابهج سعاده متوخاه اتوخاها. ‌و‌ الروع- بفتح الراء-: الخوف ‌و‌ الفزع. يعنى: مشرف شده ام- از‌ شئامت گناهانى كه‌ كرده ام- بر‌ اينكه ترسناك شده ام از‌ ملاقات ثواب تو،- با‌ آنكه اعظم لذات مطلوبه است شرف لقاى تو- پس‌ آرام دهنده اى نيست مر ترس مرا.
«و من‌ يومننى منك ‌و‌ انت اخفتنى؟!». ‌و‌ كيست كه‌ ايمن سازد مرا از‌ عقاب تو‌ ‌و‌ حال آنكه تو‌ ترسانيده اى مرا؟! «و من‌ يساعدنى ‌و‌ انت افردتنى؟!». ‌و‌ كيست كه‌ همراهى كند با‌ من‌ ‌و‌ حال آنكه تو‌ تنها كرده اى مرا؟! «و من‌ يقوينى ‌و‌ انت اضعفتنى؟!». ‌و‌ كيست كه‌ قوت دهد مرا ‌و‌ حال آنكه تو‌ ضعيف ساخته اى مرا؟!
«لا يجير- يا‌ الهى- الا رب على مربوب». اى: لا‌ ينقذ من‌ هرب اليه غيره ‌و‌ لا‌ يمضى الا خفاره رب ‌و‌ امانه على مربوب. فاذا اجار رب احدا ‌و‌ خفره، فلا يكون لمربوب من‌ مربوبيه ان‌ ينقض عليه خفارته ‌و‌ امانه. يعنى: رها نمى گرداند ‌و‌ زينهار نمى دهد كسى كسى را- اى پروردگار من- مگر پروردگار پرورده ‌ى‌ نعمت خود را- كه‌ زينهار دادن او‌ ممضى است ‌و‌ كسى نقض ‌آن نمى تواند كرد. «و لا‌ يومن الا غالب على مغلوب». من‌ اعانه على كذا، اى: سلطه عليه. ‌و‌ فى حديث الدعاء: «رب اعنى ‌و‌ لا‌ تعن على ». ‌و‌ ملخص المعنى ان‌ الطلب سبب التسلط على المطلوب لان الدعاء من‌ اسباب حصول المطلوب ‌و‌ نيله.
(يعنى:) ‌و‌ مسلط نمى تواند شد مگر طالب بر‌ مطلوب خود. چه، طلب كردن سبب حصول مطلوب است.
«و بيدك- يا‌ الهى- جميع ذلك السبب». ‌و‌ در‌ تحت قدرت توست- اى خداوند من- همه ‌ى‌ اين سببها- از‌ ربوبيت ‌و‌ غالبيت ‌و‌ غير آن. «و اليك المفر ‌و‌ المهرب. فصل على محمد ‌و‌ آله، ‌و‌ اجر هربى ‌و‌ انجح مطلبى». ‌و‌ به‌ سوى توست گريزگاه من. پس‌ درود گوى بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او، ‌و‌ پناه ‌و‌ زينهار ده‌ گريختن مرا. ‌و‌ روا گردان مطلب ‌و‌ حاجت مرا.
«اللهم انك ان‌ صرفت عنى وجهك الكريم، او‌ منعتنى فضلك الجسيم، او‌ حظرت على رزقك، او‌ قطعت عنى سيبك لم اجد السبيل الى شى ء من‌ املى غيرك، ‌و‌ لم اقدر على ما‌ عندك بمعونه سواك». ‌و‌ فى نسخه الشهيد: «ان صرفت»- اى: من‌ حيث ان‌ صرفت- «انت عنى وجهك الكريم». «حظرت»- بالحاء المهمله ‌و‌ الظاء المعجمه- اى: منعت. فى النهايه الاثيريه: «لا يحظر عليكم النبات»، اى: لا‌ تمنعون من‌ الزراعه حيث شئتم. ‌و‌ منه فى التنزيل: (ما كان عطاء ربك محظورا)، اى: ممنوعا. ‌و‌ السيب- بالسين المهمله ‌و‌ الياء المثناه من‌ تحت ‌و‌ الباء الموحده- بمعنى العطاء. ‌و‌ فى الحديث: «فى السيوب الخمس». ‌و‌ فى بعض النسخ: السبب- بالباءين الموحدتين. ‌و‌ فى نسخه ابن ادريس: «نيلك»- بالنون ‌و‌ الياء المثناه من‌
تحت- بمعنى عطائك. يعنى: «بار خدايا، اگر بگردانى از‌ من‌ روى كريم خود را‌ ‌و‌ متوجه حال من‌ نشوى، يا‌ بازدارى از‌ من‌ فضل جسيم خود را» يعنى عظيم. ماخوذ است از‌ قول عرب: قد جسم الشى ء، اى: عظم «يا منع كنى مرا از‌ رزق خود، يا‌ قطع كنى از‌ من‌ عطاى خود» پس‌ اين فقرات چهارگانه به‌ منزله ‌ى‌ مترادفاتند ‌و‌ ايراد اينها از‌ باب تاكيد ‌و‌ اختلاف لفظ است «نبوده ام من‌ كه‌ بيابم راهى به‌ چيزى از‌ اميد خود به‌ غير تو، ‌و‌ قادر نبوده ام به‌ آنچه نزد توست به‌ مددكارى غير تو». «فانى عبدك ‌و‌ فى قبضتك. ناصيتى بيدك. الناصيه: قصاص الشعر، ‌و‌ هو منتهى منبته من‌ مقدم الراس او‌ حواليه. قال المطرزى فى المغرب: قال الازهرى: الناصيه عند العرب منبت الشعر فى مقدم الراس لا‌ الشعر. ‌و‌ انما تسميه العامه ناصيه باسم منبته. ‌و‌ كانه عليه السلام قد كنى عما هو ملاك الذات بالناصيه، ‌و‌ عن شده المقهوريه فى سطوات قدره الله تعالى ‌و‌ قوته بكون الناصيه بيده. ‌و‌ بالجمله الاخذ بالنواصى كنايه عن سلطان قدرته ‌و‌ قوته على هويات الاشياء ‌و‌ ماهياتها. يعنى: پس‌ به‌ درستى كه‌ من‌ بنده ‌ى‌ توام ‌و‌ در‌ قبضه ‌ى‌ قدرت توست ذات من. ‌و‌ به‌ دست توست پيشانى من. ‌و‌ ‌آن كنايه است از‌ كمال سلطنت ‌و‌ قاهريت حق سبحانه ‌و‌ تعالى بر‌ بندگان خود.
لا امر لى مع امرك. نيست مرا هيچ فرمانى با‌ فرمان تو. «ماض فى حكمك. عدل فى قضاوك». روان است ‌و‌ جارى است در‌ من‌ حكم تو. محض عدل ‌و‌ داد است در‌ حق من‌ حكم ‌و‌ قضاى تو.
«و لا‌ قوه لى على الخروج من‌ سلطانك. ‌و‌ لا‌ استطيع مجاوزه قدرتك». هيچ قوت ‌و‌ قدرت نيست مرا بر‌ بيرون رفتن از‌ سلطنت ‌و‌ پادشاهى تو. ‌و‌ هيچ استطاعت ‌و‌ توانايى نيست مرا از‌ درگذشتن از‌ قدرت تو. «و لا‌ استميل هواك، ‌و‌ لا‌ ابلغ رضاك، ‌و‌ لا‌ انال ما‌ عندك، الا بطاعتك ‌و‌ فضل رحمتك». الهوى: الحب. يقال: هوى- بالكسر- يهوى هوى، اى: احب. ‌و‌ «رضاك»، اى: ما‌ ترضى به‌ ‌و‌ تحبه، ‌و‌ هو مقصور. ‌و‌ الاستثناء من‌ جميع الجمل المذكوره. يعنى: به‌ سوى خود ميل ندهم دوستى تو‌ را، ‌و‌ نرسم به‌ رضاى تو، ‌و‌ نيابم آنچه نزديك توست، مگر به‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى تو‌ ‌و‌ به‌ فضل ‌و‌ رحمت تو.
«الهى اصبحت ‌و‌ امسيت عبدا داخرا لك». الدخور- بالدال المهمله ‌و‌ الخاء المعجمه-: الصغار ‌و‌ الذل. قال ابن الاثير: الداخر: الذليل المهان. يعنى: اى خداوند من، به‌ درستى كه‌ داخل شدم در‌ وقت صبح ‌و‌ در‌ وقت شب در‌ حالتى كه‌ بنده ‌ى‌ ذليل خوارم مر تو‌ را. «لا املك لنفسى نفعا ‌و‌ لا‌ ضرا الا بك. اشهد بذلك على نفسى». مالك نيستم از‌ براى نفس خود سودى ‌و‌ نه زيانى را‌ مگر به‌ سبب تو. گواهى مى دهم به‌ اين معنى بر‌ نفس خويش. «و اعترف بضعف قوتى ‌و‌ قله حيلتى». ‌و‌ معترفم به‌ ضعف ‌و‌ بى قوتى خود ‌و‌ بيچارگى كه‌ ديگر مرا چاره نمانده. «فانجزلى ما‌ وعدتنى. ‌و‌ تمم لى ما‌ آتيتنى».
پس به‌ جاى آر از‌ براى من‌ آنچه وعده داده اى از‌ اجابت دعا. ‌و‌ تمام كن از‌ براى من‌ آنچه داده اى مرا از‌ معرفت ‌و‌ كمال ‌و‌ غير آن. «فانى عبدك المسكين المستكين الضعيف الضرير الحقير المهين الفقير الخائف المستجير». المسكين- مفعيل من‌ السكون- اى: الذى اسكنه الفقر، اى: قلل حركته. ‌و‌ المستكين: الخاضع. ‌و‌ قوله تعالى: (و ما‌ ضعفوا ‌و‌ ما‌ استكانوا)، اى: ما‌ خضعوا. افتعال من‌ السكون. يقال: استكن ‌و‌ سكن، اذا خضع. ‌و‌ قيل: استفعال من‌ السكينه: ‌و‌ هى الحاله السيئه. ‌و‌ الضعيف: ضد القوى. ‌و‌ الضرير: المحتاج. جمعه: الضرائر، اى: المحاويج. ‌و‌ الحقير: الذليل الصغير. ‌و‌ المهين: الحقير. فهو تاكيد له. ‌و‌ الفقير: المحتاج. «الخائف»، اى: انى خائف من‌ عذابك. المستجير، اى: طالب الاجاره ‌و‌ الامان. يقال: استجاره من‌ فلان فاجاره. يعنى: پس‌ به‌ درستى كه‌ من‌ بنده ‌ى‌ توام، ذليل ‌و‌ خوارم، خاضعم ‌و‌ خاشع، محتاج به‌ رحمت تو‌ ‌و‌ حقير ‌و‌ خوار- پس‌ اين الفاظ به‌ حسب معنى نزديك يكديگرند ‌و‌ اختلاف لفظ از‌ باب تاكيد است- ‌و‌ ترسنده از‌ عذاب تو، زينهار جوينده ام از‌ عذاب تو‌ به‌ رحمت تو.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ لا‌ تجعلنى ناسيا لذكرك فيما اوليتنى». اى: اعطيتنى. من: اولاه، اذا اعطاه. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ مگردان مرا فراموش كننده ‌ى‌ مر ذكر تو‌ در‌ آنچه داده اى مرا از‌ نعمتها.
«و لا‌ غافلا عن شكر احسانك فيما ابليتنى». غافلا، اى: ناسيا. ابليتنى، اى: انعمتنى. (يعنى:) ‌و‌ نه غافل ‌و‌ فراموش كننده از‌ شكر احسان تو‌ در‌ آنچه انعام كرده اى از‌ نعمتهاى پى در‌ پى. «و لا‌ آيسا من‌ اجابتك لى ‌و‌ ان‌ ابطات عنى». الايس بمعنى ذو الياس او‌ المايوس. ‌و‌ ايراده على صيغه الفاعل من‌ باب الازدواج ‌و‌ المشاكله. يعنى: نااميد مگردان مرا از‌ اجابت كردن تو‌ دعاى مرا، ‌و‌ اگر چه دير شده باشد اجابت از‌ من. «فى سراء كنت او‌ ضراء، او‌ شده او‌ رخاء، او‌ عافيه، او‌ بلاء، او‌ بوس او‌ نعماء، او‌ جده او‌ لاواء، او‌ فقر او‌ غنى». السراء ‌و‌ الضراء لا‌ مذكر لهما. فتاره يجعل السراء نقيض الضراء فهى بمعنى السعه ‌و‌ الرخاء. ‌و‌ تاره تجعل الصيغتان متشاركتين فى معنى الشده ‌و‌ يفرقان باخذ السراء ما‌ يتعلق بالمال كالفقر ‌و‌ الضيق ‌و‌ الضراء ما‌ يتعلق بالبدن كالعمى ‌و‌ الزمانه ‌و‌ غيرهما من‌ العاهات البدنيه. ‌و‌ الرخاء: ضد الشده ‌و‌ هى السعه. ‌و‌ العافيه هو ان‌ يعافى من‌ الاسقام ‌و‌ البلاء. يقال: عافاه الله معافاه ‌و‌ عافيه. اسم وضع موضع المصدر الحقيقى. كقولك: سمعت راغيه البعير، اى: رغاه، ‌و‌ ثاغيه الشاه اى: ثغاءها. قاله الهروى فى كتابه. ‌و‌ البلاء: المحنه.
و البوس- بالضم-: شده الفقر. ‌و‌ النعماء: ضد البوس. ‌و‌ الجده- بكسر الجيم ‌و‌ التخفيف-: السعه ‌و‌ المقدره. ‌و‌ اللاواء- بالمد- الشده ‌و‌ الجوع. قال ابن الاثير: اللاواء: شده الضيق. فى الحديث: «من كان له ثلاث بنات فصبر على لاوائهن، كن له حجابا من‌ النار». قاله فى الصحاح فى باب اللام ‌و‌ الالف. فصبر على لاواء. يعنى: خواه در‌ حال خرمى باشم يا‌ در‌ حال اندوه، ‌و‌ خواه در‌ سختى باشم ‌و‌ خواه در‌ فراخى ‌و‌ آسانى، يا‌ در‌ حال عافيت باشم از‌ بيماريها يا‌ در‌ حال بيمارى، يا‌ در‌ شدت احتياج باشم يا‌ در‌ نعمت، يا‌ در‌ سعت ‌و‌ فراخى باشم يا‌ در‌ تنگى، يا‌ در‌ حال احتياج باشم يا‌ در‌ توانگرى.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ اجعل ثنائى عليك، ‌و‌ مدحى اياك، ‌و‌ حمدى لك فى كل‌ حالاتى، حتى لا‌ افرح بما آتيتنى من‌ الدنيا، ‌و‌ لا‌ احزن على ما‌ منعتنى منها». يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ مقصود گردان ثناى مرا بر‌ خود، ‌و‌ مدح من‌ تو‌ را‌ بوده باشد نه غير تو‌ را، ‌و‌ سپاس من‌ تو‌ را‌ بوده باشد در‌ جميع حالات، تا‌ خرم نشوم به‌ آنچه داده اى مرا از‌ دنيا ‌و‌ اندوهگين نشوم به‌ آنچه بازداشته اى مرا از‌ آن. چرا كه‌ فرح ‌و‌ حزن سبب ‌آن مى شود كه‌ من‌ از‌ حمد تو‌ وامانم. «و اشعر قلبى تقواك». يعنى: اجعل التقوى شعار قلبى. ‌و‌ الشعار: ما‌ يلى الجسد من‌ الثياب.
يعنى: ترس ‌و‌ پرهيزكارى را‌ شعار دل من‌ ساز كه‌ در‌ هيچ حال از‌ او‌ خالى نبوده باشم. «و استعمل بدنى فيما تقبله منى». ‌و‌ به‌ كاردار جسد ‌و‌ بدن مرا در‌ ‌آن چيزى كه‌ بپذيرى از‌ من. «و اشغل بطاعتك نفسى عن كل‌ ما‌ يرد على حتى لا‌ احب شيئا من‌ سخطك، ‌و‌ لا‌ اسخط شيئا من‌ رضاك». ‌و‌ مشغول گردان نفس مرا به‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى خود از‌ جميع آنچه وارد مى شود بر‌ من، تا‌ آنكه دوست ندارم اندك چيزى از‌ خشم تو‌ ‌و‌ دشمن ندارم اندك چيزى از‌ خشنودى ‌و‌ رضاى تو.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ فرغ قلبى لمحبتك. ‌و‌ اشغله بذكرك. ‌و‌ انعشه بخوفك ‌و‌ بالوجل منك». «فرغ قلبى»، اى: اجعل قلبى فارغا، اى: خاليا من‌ كل‌ شى ء لدخول محبتك. ‌و‌ انعشه، اى: ارفعه: يقال: نعش الله فلانا، اى: رفعه. ‌و‌ انما سمى نعش الجنازه نعشا لارتفاعه. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ خالى گردان دل مرا از‌ همه ‌ى‌ چيزها از‌ جهت دوستى خود. ‌و‌ مشغول گردان او‌ را‌ به‌ ياد كردن تو. ‌و‌ بلند ساز او‌ را‌ به‌ ترس خود ‌و‌ به‌ ترسكارى از‌ تو. «و قوه بالرغبه فيما عندك. ‌و‌ امله الى طاعتك». ‌و‌ قوى گردان ‌و‌ قوت ده‌ او‌ را‌ به‌ رغبت كردن در‌ ‌آن چيزى كه‌ نزد توست- از‌ مثوبات اخرويه. يعنى چنان كن كه‌ رغبت كند به‌ عبادت ‌و‌ طاعت تو‌ تا‌ سبب مثوبت اخروى او‌ شود- ‌و‌ ميل ده‌ او‌ را‌ به‌ طاعت ‌و‌ فرمانبردارى تو.
«و اجر به‌ فى احب السبل اليك». ‌و‌ جارى گردان او‌ را‌ در‌ دوست ترين راهها به‌ سوى خود. «و دلله بالرغبه فيما عندك ايام حياتى كلها». ‌و‌ راهنمايى كن او‌ را‌ به‌ رغبت كردن در‌ آنچه نزد توست در‌ تمام زندگانى من.
«و اجعل تقواك من‌ الدنيا زادى». اى: فى سفرى الى النشاه الاخره. كما فى قوله سبحانه: (و تزودوا فان خير الزاد التقوى). (يعنى:) ‌و‌ بگردان پرهيزكارى ‌و‌ ترس. تو‌ را‌ از‌ دنيا توشه ‌ى‌ من، به‌ جهت سفر آخرت من. «و الى رحمتك رحلتى». الرحله: الارتحال. (يعنى:) ‌و‌ سفر كردن من‌ به‌ سوى رحمت توست. «و فى مرضاتك مدخلى». ‌و‌ محل داخل شدن من- يا: دخول من- در‌ خشنودى تو‌ است. «و اجعل فى جنتك مثواى». اى: مقامى. يقال: ثوى بالمكان ‌و‌ اثوى، اى: اقام. (يعنى:) ‌و‌ بگردان در‌ بهشت عنبر سرشت خود جاى من‌ ‌و‌ محل اقامت من.
«وهب لى قوه احتمل بها جميع مرضاتك». ‌و‌ ببخش مرا توانايى كه‌ بردارم به‌ سبب ‌آن جميع طاعات تو‌ را. يعنى متحمل جميع طاعات توانم شد كه‌ سبب خشنودى توست. «و اجعل فرارى اليك». ‌و‌ بگردان گريزگاه مرا به‌ سوى خود. «و رغبتى فيما عندك». ‌و‌ رغبت مرا در‌ آنچه نزد توست از‌ اجر ‌و‌ ثواب اخروى. «و البس قلبى الوحشه من‌ شرار خلقك». ‌و‌ در‌ پوشان دل مرا رميدن از‌ خلقان بد تو. ‌و‌ اين استعاره اى است بليغه. «وهب لى الانس بك ‌و‌ باوليائك ‌و‌ اهل طاعتك». ‌و‌ ببخش مرا آرامش به‌ خود ‌و‌ به‌ دوستان خود ‌و‌ اهل طاعت خود.
«و لا‌ تجعل لفاجر ‌و‌ لا‌ كافر على منه، ‌و‌ لا‌ له عندى يدا، ‌و‌ لا‌ بى اليهم حاجه». الفجور: الميل عن القصد. ‌و‌ يقال للكاذب فاجر. ‌و‌ الكفر: تغطيه الانسان نعماء الله تعالى عليه بالجحود. ‌و‌ قيل: سمى الكافر كافرا، لانه يستر بكفره الايمان. ‌و‌ المنه: النعمه. ‌و‌ منه قوله: يا‌ منان، اى: يا‌ منعم. ‌و‌ قيل: المنه تعداد المعطى على المعطى ما‌ اعطاه. ‌و‌ اليد يجى ء بمعنى النعمه ‌و‌ القدره ‌و‌ القوه ‌و‌ الملك ‌و‌ السلطان. ‌و‌ الانسب هاهنا المعنى الاول. يعنى: ‌و‌ مگردان مر فاجرى را- يعنى كسى كه‌ تكذيب حق كند- ‌و‌ نه كافر (ى) را‌ بر‌ من‌ نعمتى، ‌و‌ نه مر او‌ را‌ نزد من‌ قدرتى ‌و‌ قوتى، ‌و‌ نه مرا به‌ سوى ايشان حاجتى.
«بل اجعل سكون قلبى، ‌و‌ انس نفسى ‌و‌ استغنائى ‌و‌ كفايتى بك ‌و‌ بخيار خلقك». بلكه بگردان آرامش دل من‌ ‌و‌ انس نفس من‌ ‌و‌ بى نيازى ‌و‌ كفايت حال مرا منوط به‌ ذات مقدس خود ‌و‌ به‌ بهترين خلق خود.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله. ‌و‌ اجعلنى لهم قرينا. ‌و‌ اجعلنى لهم نصيرا». القرين: المصاحب. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ بگردان مرا مصاحب بهترين خلقان خود. ‌و‌ بگردان مرا مددكار ايشان. «و امنن على بشوق اليك، ‌و‌ بالعمل لك بما تحب ‌و‌ ترضى». يعنى: ‌و‌ منت نه بر‌ من‌ به‌ شوق ‌و‌ آرزومندى به‌ جناب تو، ‌و‌ به‌ كردارى كه‌ موجب رضاى تو‌ باشد به‌ آنچه دوست دارى ‌و‌ خشنود گردى. «انك على كل‌ شى ء قدير. ‌و‌ ذلك عليك يسير». به‌ درستى كه‌ تو‌ بر‌ همه چيز توانايى- بر‌ ‌آن وجهى كه‌ خواهى. ‌و‌ اين بر‌ تو‌ آسان است.

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 2017-07-08 توسط dayarayan |

متن عربی حکمت نهج البلاغه فِى حَدِيثِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ: فَإِذا کانَ ذلِکَ ضَرَبَ يَعْسُوبُ الدِّينِ ‏بِذَنَبِهِ‏، فَيَجْتَمِعُونَ إِلَيْهِ کَما يَجْتَمِعُ قَزَعُ الْخَرِيفِ. قالَ السَّيد الشَريف: يَعْسُوبُ الدِّينِ: السَّيِّدُ الْعَظِيمُ الْمالِکُ لِأُمُورِ النَّاسِ يَوْمَئِذٍ، وَ الْقَزَعُ: قِطَعُ الْغَيْمِ الَّتِى لا ماءَ فِيها. ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی

روايتي از امام (ع) اشاره به ظهور امام زمان (ع) چون آنگونه شود، پيشواي دين قيام کند، پس مسلمانان پيرامون او چونان ابر پاييزي گرد آيند. ( (يعسوب) يعني بزرگ مسلمانان، و (قزع) يعني ابرهاي پاييزي)

ترجمه فیض الاسلام

در اين فصل بيان مي‏کنيم چند فرازي از آنچه برگزيده شده (در اين کتاب) از سخن آن حضرت عليه‏السلام که معني آن دور از فهم و به تفسير و بيان نيازمند است. در گفتار آن حضرت عليه‏السلام است (که از عظمت و بزرگي حضرت صاحب الزمان (عجل الله فرجه) خبر داده): چون وقت آن برسد آقاي بزرگوار و پيشواي دين (از پنهان بودن و نگراني آشکار گرديده بر مقام سلطنت و خلافت خود) مستقر و پابرجا گردد، پس (مومنين از اطراف جهان) نزد آن بزرگوار گرد آيند چنانکه پاره‏هاي ابر در فصل پائيز گرد آمده به هم مي‏پيوندد (اين فرمايش صريح است به اينکه امام زمان عليه‏السلام زنده و از دشمنان پنهان و در روي زمين سير مي‏کند و هر وقت خدا بخواهد آشکار مي‏شود، سيدرضي عليه‏الرحمه فرمايد:) يعسوب الدين يعني سرور بزرگوار و زمامدار کارهاي مردم در آن روز (و فرمايش آن حضرت ضرب بذنبه يعني امام زمان پس از نگراني پابرجا مي‏گردد، زيرا يعسوب در لغت به معني پادشاه زنبور عسل است که بيشتر از روز را به دو بالش پرواز مي‏نمايد، و چون دم به زمين گذارد حرکت و پرواز را ترک نموده مستقر مي‏شود) و قزع پاره‏هاي ابر است که (رقيق و نازک است خواه آبدار و خواه) بي‏آب و باران باشد (چنانکه لغت‏نويسان معني آن را به طوري که بيان شد ضبط نموده‏اند: و اينکه اصحاب حضرت قائم عليه‏السلام را به پاره‏هاي ابر پائيز تشبيه نموده براي آن است که پائيز اول زمستان است و ابرهاي پراکنده در آن هنگام به زودي به هم مي‏پيوندند).

ترجمه سید جعفر شهیدی

(و در حديث آن حضرت است که:) چون چنين شود يعسوب دين با پيروان خود به راه افتد، پس چون ابر پاييزي گرد او فراهم آيند. (يعسوب مهتر بزرگ است که کار مردم به دست اوست، و قزع پاره‏هاي ابري است که باران در آن نيست.)
ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 2017-07-05 توسط dayarayan |

 

 

كشف ۲ گاو صندوق سرقتی از سطل زباله

 

كارگر اخراجی كه با همدستی ۲ نفر از دوستانش، ۲ گاوصندوق مغازه كارفرمای سابقش را سرقت كرده بود و آن را با یك سطل زباله حمل می كرد، با همدستانش دستگیر شد.

 

كارگر اخراجی كه با همدستی ۲ نفر از دوستانش، ۲ گاوصندوق مغازه كارفرمای سابقش را سرقت كرده بود و آن را با یك سطل زباله حمل می كرد، با همدستانش دستگیر شد.

 

چند شب پیش ماموران انتظامی قزوین هنگام گشتزنی در محله محمودآباد، ۳ مرد جوان را مشاهده كردند كه در تاریكی شب، سطل زباله ای را حمل می كنند.

 

ماموران به اوضاع مشكوك شده و آنها را به طور نامحسوس زیرنظر گرفتند تا این كه آنها پس از طی مسافتی نزدیك باغی توقف كرده و گاو صندوقی را از داخل سطل زباله خارج كردند. ماموران با دیدن گاوصندوق پس از محاصره متهمان، آنها را دستگیر و به پلیس آگاهی قزوین منتقل كردند. ماموران در بررسی سطل زباله رها شده در كنار باغ، یك گاوصندوق دیگر هم پیدا كردند.

 

با كشف این دو گاوصندوق، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد و متهمان بازجویی شدند و اظهارات متناقضی را بیان كردند.

 

در ادامه تحقیقات از متهمان، عاقبت روز گذشته یكی از آنها به سرقت ۲ گاوصندوق اعتراف كرد.

 

● اعتراف به سرقت ۲ گاوصندوق

دزد جوان در تشریح ماجرای سرقت گفت: چندی پیش در پی اختلاف با كارفرمایم، از كارم اخراج شدم.در پی این موضوع درصدد انتقام از كارفرمایم بودم تا این كه تصمیم گرفتم از مغازه اش سرقت كنم.

 

متهم به سرقت ادامه داد: چند روز قبل از سرقت، ماجرا را با ۲ نفر از دوستانم در میان گذاشتم كه آنها هم قول همكاری دادند. شب حادثه از دریچه ای كه در پشت بام مغازه بود، وارد این محل شدیم، و ۲ گاوصندوق را كه حاوی پول و مدارك كارفرمای سابقم بود، سرقت كردیم.

 

متهم به سرقت تصریح كرد: از قبل سطل زباله ای را تهیه و كنار در ورودی مغازه گذاشته بودیم. بنابراین گاوصندوق ها را داخل سطل زباله گذاشتیم و از محل سرقت دور كرده و به سمت باغی حوالی مغازه منتقل كردیم تا آن را تخریب و محتویاتش را سرقت كنیم.

 

با ثبت اظهارات متهم، ۲ همدست وی هم در بازجویی به همكاری در سرقت از مغازه مبل فروشی اعتراف كردند.

 

ماموران در بازرسی ۲ گاوصندوق متوجه شدند محتویات آن شامل ۵ / ۲ میلیون تومان پول، ۳۰ فقره چك، لپ تاپ و اسناد و مدارك و اوراق هویتی و كارتی صاحب مغازه است.

 

بنابراین گزارش، ۳ دزد جوان با قرار قانونی روانه زندان شدند. تحقیقات تكمیلی از سارقان در حالی ادامه دارد كه یكی از آنها به ۳۷ فقره سرقت موتورسیكلت در سطح شهر قزوین اعتراف كرده است.

 

جستجو برای شناسایی مالباخته ـ صاحب مغازه ـ هم آغاز شد تا اموال مسروقه در اختیار وی قرار گیرد.... / جام جم آنلاین


ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ 2017-07-03 توسط dayarayan |

ترجمه فارسی نهج البلاغه خطاب به طلحه و زبير
به طلحه و زبير، پس از بيعت آنان با وي به خلافت، آن دو ناخشنود شدند که چرا امام با ايشان مشورت نکرد و در کارها از آنان ياري نخواست. به اندک چيز ناخشنودي نشان داديد، و کارهاي بسياري را به عهده تاخير نهاديد! به من نمي‏گوييد در چه چيزتان حقي بوده است که از شما باز داشته‏ام؟ و در چه کار خود را بر شما مقدم داشته‏ام؟ يا کدام دعوي را مسلماني نزد من آورد که گزاردن آن را نتوانستم؟ يا در آن نادان بودم، يا در حکم آن راه خطا پيمودم؟ به خدا، که مرا به خلافت رغبتي نبود و به حکومت حاجتي نه، ليکن شما مرا بدان واداشتيد و آن وظيفه را به عهده‏ام گذاشتيد. چون کار حکومت به من رسيد، به کتاب خدا و آنچه براي ما مقرر نموده و ما را به حکم کردن بدان امر فرموده نگريستم، و از آن پيروي کردم. و به سنتي که رسول خدا (ص) نهاده است، و بر پي آن رفتم. نيازي نداشتم تا در اين باره از شما و جز شما نظر خواهم، و حکمي پيش نيامد که آن را ندانم تا با شما و برادران مسلمانم مشورت رانم. اگر چنين بود مي‏نماياندم، و از شما و جز شما روي نمي‏گرداندم. اما آنچه گفتيد در برابر داشتن همگان- و پرداخت يکسان از بيت‏المال به آنان-، آن چيزي بود که به راي خود در آن داوري نکردم، و پس هواي خويش نرفتم. من و شما ديديم رسول خدا (ص) در اين باره چه حکمي آورد، و چگونه آن را اجرا کرد. پس نيازم به شما نبود در قسمتي که خدا فرمود، و حکمي که امضا نمود. به خدا سوگند، شما و جز شما را بر من حقي نيست تا خشنودي تان را جويم و راه پوزش پويم. خدا دلهاي ما و شما را به راه حق بگرداناد! و به ما و شما شکيبايي ارزاني داراد! (پس فرمود:) خدا بيامرزد کسي را که حقي بيند و ياري آن کند يا ستمي بيند و آن را باز گرداند، و خداوند حق را ياور بود تا حق را بدو برساند. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) کَلَّمَ بِهِ ‏طَلْحَةَ وَ ‏الزُّبَيْرَ بَعْدَ بَيْعَتِهِ بِالْخِلافَة، وَ قَدْ عَتَبا عَلَيْهِ مِن تَرْکِ مَشْوَرَتِهِما وَ الْاِسْتِعانَةِ فِى الْاُمُورِ بِهِما: لَقَدْ ‏نَقَمْتُما يَسِيراً، وَ ‏أَرْجَأْتُما کَثِيراً، أَلا تُخْبِرانِى أَىُّ شَىْ‏ءٍ کانَ لَکُما فِيهِ حَقٌّ دَفَعْتُکُما عَنْهُ؟ اَمْ أَىُّ قِسْمٍ اسْتَأْثَرْتُ عَلَيْکُما بِهِ؟ أَمْ أَىُّ حَقٍّ رَّفَعَهُ إِلَىَّ أَحَدٌ مِّنَ الْمُسْلِمِينَ ضَعُفْتُ عَنْهُ أَمْ جَهِلْتُهُ أمْ أَخْطَأْتُ بابَهُ؟ وَ اللَّهِ ما کَانَتْ لِى فِى الْخِلافَةِ رَغْبَةٌ، وَ لا فِى الْوِلايَةِ ‏إِرْبَةٌ، وَ لکِنَّکُمْ دَعَوْتُمُونِى إِلَيْها، وَ حَمَلْتُمُونِى عَلَيْها، فَلَمّا أَفْضَتْ إِلَىَّ نَظَرْتُ إِلى کِتابِ اللَّهِ وَ ما وَضَعَ لَنا وَ أَمَرَنا بِالْحُکْمِ بِهِ فَاتَّبَعْتُهُ، وَ مَا اسْتَسَنَّ النَّبِىُّ -صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ- فَاقْتَدَيْتُهُ. فَلَمْ أَحْتَجْ فِى ذلِکَ إِلى رَأْيِکُما، وَ لا رَأْىِ غَيْرِکُما، وَ لا وَقَعَ حُکْمٌ جَهِلْتُهُ فَأَسْتَشِيرَکُما وَ إِخْوانِى ‏الْمُسْلِمِينَ‏، وَ لَوْ کانَ ذلِکَ لَمْ أَرْغَبْ عَنکُما وَ لا عَنْ غَيْرِکُما. وَ أَمّا ما ذَکَرْتُما مِنْ أَمْرِ ‏الْأُسْوَةِ فإِنَّ ذلِکَ أَمْرٌ لَّمْ أَحْکُمْ أَنَا فِيهِ بِرَأْيِى، وَ لا وَلَّيْتُهُ ‏هَوىً‏ مِنِّى، بَلْ وَجَدْتُ أَنَا وَ أَنْتُما ما جاءَ بِه رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّه عَلَيْهِ وَ الِهِ قَدْ فُرِغَ مِنْهُ، فَلَمْ أَحْتَجْ إِلَيْکُما فِيما قَدْ فَرَغَ اللَّهُ مِنْ قَسْمِهِ، وَ أَمْضى فِيهِ حُکْمَهُ، فَلَيْسَ لَکُما -وَ اللَّهِ- عِنْدِى وَ لا لِغَيْرِکُما فِى هذا ‏عُتْبى، أَخَذَ اللَّهُ بِقُلُوبِنا وَ قُلُوبِکُمْ إِلَى الْحَقِّ، وَ أَلْهَمَنا وَ إِيّاکُمُ الصَّبْرَ. ثُمَّ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً رَأى حَقّاً فَأَعانَ عَلَيْهِ، أَوْ رَأى جَوْراً فَرَدَّهُ، وَ کانَ عَوْناً بِالْحَقِّ عَلى صاحِبِهِ.
ادامه مطلب...
رپورتاژ
فال حافظ
معرفی شرکت اریا منتخب پارسیان
سرویس VOIP
اریا منتخب پارسیان عرضه جوجه شترمرغ بوقلمون
تورهای لحظه آخری ارزان کیش دبی مالزی و تایلند
مبل تالار یا صندلی مبل تالار پذیرایی
قیمت عمل بینی
بلیط های چارتری ارزان قیمت
بهترین روش انتخاب آتلیه عروس
نورپردازی نما و آلاچیق
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
جاذبه های گردشگری کرمان یاسوج و معرفی تورهای لحظه آخری کیش مشهد
درباره اتوبار گلها تهران
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
معرفی ۲ ایرلاین ایرانی برتر
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک

لینک های مفید
برنامه بدنسازی | آموزش مجازی | بیوگرافی ۹۸ | تجهیزات تالار |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ

.::.